اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

و وظیفه افراد در قبال آن

14461

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

15
  • اگر یک شخصی فرزندی داشته باشد، این فرزند به بیماری مبتلا بشود، آیا دست روی دست می‌گذارد که این بیماری همین‌طور پیشرفت کند یا اینکه او را پیش پزشک می‌برد؟! چرا پیش پزشک می‌برد؟ چرا نگران است یک مادر؟ چرا شب تا صبح مادر نمی‌خوابد؟ چرا ساعت را کوک می‌کند تا اینکه بلند شود در سرِ ساعت به او فلان دارو را بدهد؟ چرا؟! همه یک مسئله را دارد و آن این است که این فرزند را به‌عنوان یک حقیقت شناخته! وقتی که این‌طور و این حال برای او پیش بیاید، طبعاً ترتیب‌اثر می‌دهد، نمی‌تواند دیگر بی‌تفاوت باشد. در مسائل سلوکی مطلب از همین قرار است.

  • بارها شده دوستان به بنده نامه می‌نویسند: «آقا، در فلان مجلس ما شرکت می‌کنیم با اینکه می‌دانیم می‌رویم در آنجا مکدّر می‌شویم! برویم یا نرویم؟» خب این جواب ندارد، جواب ندارد، نیاز به پاسخ نیست! «آقا، در ارتباط با فلان کس اگر ما این ارتباط را داشته باشیم، فلان کس و فلان کس ناراحت [می‌شوند]! اگر ارتباط را قطع کنیم ناراحت می‌شوند! آیا ما ادامه بدهیم یا ندهیم؟» این جواب ندارد، جوابی برای این مسئله نیست؛ جواب روشن است، جواب واضح است! «آقا، فلان کاری که ما انجام می‌دهیم، با اینکه می‌دانیم برایمان ضرر دارد اما در بعضی از اوقات از دست ما درمی‌رود، دیگر چه کنیم! می‌فرمایید در این موارد چه طریقی را در پیش بگیریم؟» طریق ندارد! شما نسبت به فرزند خودتان هم همین‌طور عمل می‌کنید؟! وقتی فرزندتان سه درجه، چهل درجه تب داشته باشد، وقتی که پیش یک دکتر می‌برید می‌بینید شلوغ است، احتمال تشنّج و اینها برای او پیدا می‌شود، همان‌جا صبر می‌کنید به امان خدا یا می‌آیید سراغ دکتر دیگر می‌روید؟! می‌روید [می‌بینید] درِ مطب او هم بسته است، سراغ دکتر دیگر می‌روید! می‌ایستید؟! هان؟! یا نه، پیگیری می‌کنید مسئله را! چرا ما در اینجا این عذر و بهانه‌ها را نمی‌آوریم؟! درست؟!

  • اینها مطالبی است که افراد زیرک و افراد باهوش باید بگیرند و متوجه آن حقیقت و راه بشوند، حال اینکه آیا باید برای انسان مسئله‌ای روشن بشود یا روشن نشود ـ هان؟! ـ این دیگر ملاک برای صحت راه نیست، نه‌خیر! حتماً لازم نیست برای انسان مسئله‌ای روشن بشود و انسان خوابی ببیند، در حال خودش تغییری ببیند. البته تغییر ـ همان‌طوریی‌که عرض کردم ـ در نفس نسبت به ثبات در مسئله باید حاصل شود؛ کسی که برای او تغییری... . و مشخص است، یعنی مسائلی که پیش می‌آید، شواهد و قرائنی که پیش می‌آید، اینها همه به‌عنوان محک‌ها و امتحاناتی است که برای انسان مطلب را روشن می‌کند: تا چه حد انسان استقامت دارد و تا چه حد انسان می‌ایستد و تا چه حد انسان می‌تواند در راه رسیدن به مطلوب استقامت کند. درست؟! این ملاک برای تشخیص راه است‌.