فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام
13انتقاد از تعیین وقت برای ظهور و تمسّک به بَداء پس از کشف خلاف
بین روش و منش اولیای خدا و سایر افراد این فرق است که اولیای خدا دعوت به نقد و حاضر میکنند، افراد دیگر دعوت به نسیه میکنند: «امام زمان شش ماه دیگر ظهور خواهد کرد! حالا کی دیده؟! کی شنیده؟! یک چیزی حالا گفتیم!» بعد از شش ماه که نشد، فوراً عوض میکنیم: «بداء حاصل شده!» مگر نمیگویند؟! بنده خودم از بسیاری از افراد که مدعی اطلاع بر این مسائل هستند، شخصاً شنیدم که برای ظهور حضرت تاریخ تعیین کردند و بعد دروغ از آب درآمد! وقتی سؤال میشود، [میگویند]: «بداء حاصل شده!» نه، بداء هم حاصل نشده، تو نفهمیدی! کی گفته بدا حاصل شده؟!
بداء [در دیدگاه این افراد] یعنی در تقدیر و مشیّت الهی تغییر و تبدّل افتادن؛ یعنی مشیّت پروردگار بر این است که این مسئله در این زمان اتفاق بیفتد، خداوند رأیش عوض میشود. بالأخره آن موقع سرِ حال نبود، یک چیزی گفت به جناب ملائکه، یک چیزی در پروندهها نوشت، بعد که یک قدری فکر کرد دید عجب اشتباهی کرده! حالا تغییرش بدهیم، یک خُرده رویش فکر کنیم! هان؟! این را میگویند بداء! یا آن موقع تازه از خواب بلند شده بود، یک امری کرد، بعد یک چند ساعتی گذشت دید نه! این درست نیست، گفت بیایید عوضش کنیم! به این میگویند بداء! درست شد؟!
[درحالیکه] بداء بالنّسبه به ما است، نه بالنّسبه به مقام مشیّت الهی! در مشیّت و مقام قضای الهی که بدائی وجود ندارد، در آنجا راجح و مرجوحی وجود ندارد؛ راجح اقتضای وجوب میکند در قانون فلسفی و مرجوح اقتضای بطلان میکند و تبدّل دو امر ـ که یک مسئله از یک امر متبدل شود به امر دیگر ـ اگر راجح باشد پس چرا از اول نیت مرجوح را پروردگار داشت؟! و اگر مرجوح باشد که مرجوح باطل است! و اگر متساوی باشد پس بنابراین در این تبدّل چه خصوصیّتی وجود دارد؟! پس بداء از نقطۀ نظر قانون فلسفی اصلاً باطل است! اصلاً باطل است!

