فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام
14بداء عبارت است از روشن شدن تقدیر و مشیّت الهی بالنّسبه به ما افراد جاهل و نادان که اطلاعی بر مسائل و بر قضایای غیبی نداریم، اما برای خود پروردگار هم میشود گفت بداء پیدا شده؟! خدا آنطور فکر میکرد، حالا جور دیگر فکر میکند! خدا آنطور نظر داشت، حالا یک جور دیگر نظر پیدا میکند! مگر خواست و نظر پروردگار مثل ما میماند؟!1 درست شد؟!
آنوقت این افراد همینطور بدون توجه به عواقب صحیح و سوء این مطالب، میآیند همینطوری یک مسائلی را مطرح میکنند: «فردا این ظهور میکند، پسفردا آن ظهور میکند!» این نشد، میگویند: «بداء حاصل شده!» آن نشد، میگویند: «ما نگفتیم!» مردم را، تمام مردم را میگذارند سرِ کار و همه در حال انتظار همینطوری سپری میکنند: «خب گفتهاند شش ماه دیگر فلان چیز انجام میشود! خب گفتهاند یک سال دیگر فلان طور! حالا بنشینیم تا بشود!» هان! نه، تمام استعدادها از بین میرود و همۀ مردم در حال انتظار صوری و مجازی باقی میمانند. این امام زمان که به درد ما نمیخورد! امام زمانی که الآن در همین مجلس حضور دارد و همین الآن به من نهیب میزند: «برخلاف آنچه که حق میدانی، نباید به این افراد مطلبی مطرح کنی!» و به شما نهیب میزند: «برخلاف آنچه که حق است، نباید تفکر کنید!» و بر همۀ ما نهیبت میزند بر اینکه: «باید تمام افعال و کردارتان را مطابق با دستور کنید!» این سؤالاتی که این مخدّرات در این نامه مطرح کردهاند همین است ها!
از کجا بفهمیم که مسیرمان حق است؟
یکی از سؤالات این بود ـ که خیلیها هم این [را] مطرح میکنند ـ: «از کجا بفهمیم که ما مسیرمان حق است؟» کاری ندارد! ما برنامۀ حیات را، باید برنامۀ زندگی را براساس آنچه که میدانیم قرار بدهیم. بقیۀ مسئله به ما ارتباطی ندارد، بقیۀ مطلب به ما مربوط نیست. بارها بنده عرض کردهام این را: ملاک برای ادراک این مسئله که آیا انسان در راه اولیای خدا قرار دارد یا ندارد، این است که ببیند اهتمام او در دل و در ضمیر و سعی او در ثبات در این راه به چه مقدار است؟ آیا واقعاً پای قضیه میایستد؟ آیا واقعاً دست از مرام برنمیدارد؟ مطلب برای او تا چه حدّ اهمیت خود را باز یافته؟ مسئله تا چه حد اهمیت خود را باز یافته؟!
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نرمافزار جامع آوای ملکوت، دروس، اصول، المقصد الرابع: فی البَداء، و الجبر و الاختیار، و القضاء و القدر؛ المیزان، ج 11، ص 375 ـ 382.

