اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

و وظیفه افراد در قبال آن

16٬882

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در این جلسه به مسائل مهمی پیرامون فلسفۀ غیبت حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه الشریف و وظایف مؤمنان در این دوره پرداخته است. عدم شناخت مردم نسبت به جایگاه حقیقی امام و نیز پیدایش احساس نیاز حقیقی به وجود امام زمان، دو فلسفۀ مهم غیبت بیان شده است. در توضیح این دو مسئله، مرحوم استاد به مقابله یا عناد اشخاصی مانند ابوحنیفه یا عبدالله بن زبیر با ائمه، اشاره نموده و دربارۀ شرایط متصدی حکومت اسلامی صحبت نموده است. در بخش دیگری از جلسه، مسئلۀ لزوم آمادگی برای ظهور امام زمان با تحلیل چرایی انحرافات بعد از رسول خدا و تبیین معنای واقعی انتظار فرج، توضیح داده شده است. استاد ضمن انتقاد و ردّ تعیین زمان ظهور یا مکان ملاقات امام به حقیقت ولایت و معیّت امام با هر ذرّه از ذرّات عالم اشاره نموده است. یکی از مهمترین مباحث این جلسه، بیانات استاد در موضوع مشاهده امام زمان در عصر غیبت است؛ مسئله مکاشفات و چگونگی نفوذ شیطان از این طریق و حتی تجسم او به صورت امام زمان، خطر بزرگی است که مؤمنان را تهدید می‌کند و استاد از لزوم قاطعیت در برابر چنین انحرافاتی می‌گوید و اساساً فلسفه تشکیل جلسات را طرح مبانی اولیاء و بزرگان می‌داند.

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در این جلسه به مسائل مهمی پیرامون فلسفۀ غیبت حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه الشریف و وظایف مؤمنان در این دوره پرداخته است. عدم شناخت مردم نسبت به جایگاه حقیقی امام و نیز پیدایش احساس نیاز حقیقی به وجود امام زمان، دو فلسفۀ مهم غیبت بیان شده است. در توضیح این دو مسئله، مرحوم استاد به مقابله یا عناد اشخاصی مانند ابوحنیفه یا عبدالله بن زبیر با ائمه، اشاره نموده و دربارۀ شرایط متصدی حکومت اسلامی صحبت نموده است. در بخش دیگری از جلسه، مسئلۀ لزوم آمادگی برای ظهور امام زمان با تحلیل چرایی انحرافات بعد از رسول خدا و تبیین معنای واقعی انتظار فرج، توضیح داده شده است. استاد ضمن انتقاد و ردّ تعیین زمان ظهور یا مکان ملاقات امام به حقیقت ولایت و معیّت امام با هر ذرّه از ذرّات عالم اشاره نموده است. یکی از مهمترین مباحث این جلسه، بیانات استاد در موضوع مشاهده امام زمان در عصر غیبت است؛ مسئله مکاشفات و چگونگی نفوذ شیطان از این طریق و حتی تجسم او به صورت امام زمان، خطر بزرگی است که مؤمنان را تهدید می‌کند و استاد از لزوم قاطعیت در برابر چنین انحرافاتی می‌گوید و اساساً فلسفه تشکیل جلسات را طرح مبانی اولیاء و بزرگان می‌داند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام‏

8
  • اگر تمام کلید آسمان‌های هفت‌گانه (می‌فهمیم چه دارد حضرت می‌گوید؟! آسمان‌های هفت‌گانه کدام است؟ آسمان دنیا، آسمان برزخ و مثال، آسمان ملکوت، آسمان جبروت، آسمان لاهوت، که اصلاً به تصور نمی‌آید!) اگر کلید سماوات سبع و أرضین سبع را، زمین و همۀ اجرام سماوی را به من بدهند در مقابل اینکه به ظلم یک دانۀ گندم را از دهان یک مورچه، (به ظلم، نه به دستور و تکلیف؛ یک وقت مسئله مسئلۀ تکلیف است، خب، مطلبی نیست) به ظلم، بدانم الآن این در اینجا ظلم است و این به‌خاطر ظلم این یک دانه را از دهان این مورچه‌ای که دانۀ ارزن و گندم و جو را دارد می‌بَرد به لانه‌اش، من این را بگیرم، نخواهم کرد! این کار را نمی‌کنم.1

  • متصدی حکومت موعود الهی چگونه باید باشد؟

  • این نشان می‌دهد که آن حکومتی که خدا وعده داده، باید متصدی آن این باشد! یعنی این می‌تواند آن حکومت موعود الهی را جامۀ عمل بپوشاند؛ آن کسی که اگر به او بگویند: «یا علی، الآن حکومت ایران را به تو می‌دهیم، الآن حکومت خاورمیانه را، الآن حکومت فرض کنید که آسیا و حکومت اقیانوسیه را، آن‌طرف، آن‌طرف، حکومت زمین را، ـ حالا حکومت‌های دیگر که خب... ـ ما این حکومت را به تو می‌دهیم که این مورچه‌ای که الآن دارد می‌رود در لانه‌اش، تو جلویش بایستی نگذاری برود، اذیّتش کنی، جلویش بایستی، هِی می‌خواهد از این‌طرف برود تو بیایی [جلویش را بگیری]!» امیرالمؤمین این کار را نمی‌کند، یعنی چه؟ یعنی می‌گوید: «آن حکومتی که براساس این ظلم باشد، آن حکومتِ الهی نیست!» این مقدار ظلم! یعنی یک مورچه! مورچه را ما ریز می‌بینیم، امیرالمؤمنین ریز نمی‌بیند! امیرالمؤمنین ظلم را ظلم می‌بیند؛ چه در مورچه، چه در انسان، چه در حیوان، چه در کلّ جامعۀ بشر، چه در همه‌جا! ظلم را ظلم می‌بیند، واقعاً می‌بیند. ولیّ خدا این نظریه را دارد.

  • پس امام زمان علیه السّلام در فلسفۀ حکومتی خود باید به نقطه‌ای برسد که مردم به جایی برسند که غیر از امام زمان را نتوانند دیگر ببینند، نتوانند دیگر تحمل کنند، نتوانند، نتوانند احساس کنند که فردی بیاید و به‌جای امام زمان [حکومت کند]!

    1. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 347:
      «وَ اللهِ لو أُعطِیتُ الأقالیمَ السّبعةَ بما تحتَ أفلاکِها علیٰ أن أعصِیَ اللهَ فی نَملةٍ أسلُبُها جُلبَ شعیرةٍ، ما فَعَلتُه‌.»
/