
فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام
و وظیفه افراد در قبال آن
مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در این جلسه به مسائل مهمی پیرامون فلسفۀ غیبت حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه الشریف و وظایف مؤمنان در این دوره پرداخته است. عدم شناخت مردم نسبت به جایگاه حقیقی امام و نیز پیدایش احساس نیاز حقیقی به وجود امام زمان، دو فلسفۀ مهم غیبت بیان شده است. در توضیح این دو مسئله، مرحوم استاد به مقابله یا عناد اشخاصی مانند ابوحنیفه یا عبدالله بن زبیر با ائمه، اشاره نموده و دربارۀ شرایط متصدی حکومت اسلامی صحبت نموده است. در بخش دیگری از جلسه، مسئلۀ لزوم آمادگی برای ظهور امام زمان با تحلیل چرایی انحرافات بعد از رسول خدا و تبیین معنای واقعی انتظار فرج، توضیح داده شده است. استاد ضمن انتقاد و ردّ تعیین زمان ظهور یا مکان ملاقات امام به حقیقت ولایت و معیّت امام با هر ذرّه از ذرّات عالم اشاره نموده است. یکی از مهمترین مباحث این جلسه، بیانات استاد در موضوع مشاهده امام زمان در عصر غیبت است؛ مسئله مکاشفات و چگونگی نفوذ شیطان از این طریق و حتی تجسم او به صورت امام زمان، خطر بزرگی است که مؤمنان را تهدید میکند و استاد از لزوم قاطعیت در برابر چنین انحرافاتی میگوید و اساساً فلسفه تشکیل جلسات را طرح مبانی اولیاء و بزرگان میداند.
فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام
توضیحات:
مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرّه، در این جلسه به مسائل مهمی پیرامون فلسفۀ غیبت حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه الشریف و وظایف مؤمنان در این دوره پرداخته است. عدم شناخت مردم نسبت به جایگاه حقیقی امام و نیز پیدایش احساس نیاز حقیقی به وجود امام زمان، دو فلسفۀ مهم غیبت بیان شده است. در توضیح این دو مسئله، مرحوم استاد به مقابله یا عناد اشخاصی مانند ابوحنیفه یا عبدالله بن زبیر با ائمه، اشاره نموده و دربارۀ شرایط متصدی حکومت اسلامی صحبت نموده است. در بخش دیگری از جلسه، مسئلۀ لزوم آمادگی برای ظهور امام زمان با تحلیل چرایی انحرافات بعد از رسول خدا و تبیین معنای واقعی انتظار فرج، توضیح داده شده است. استاد ضمن انتقاد و ردّ تعیین زمان ظهور یا مکان ملاقات امام به حقیقت ولایت و معیّت امام با هر ذرّه از ذرّات عالم اشاره نموده است. یکی از مهمترین مباحث این جلسه، بیانات استاد در موضوع مشاهده امام زمان در عصر غیبت است؛ مسئله مکاشفات و چگونگی نفوذ شیطان از این طریق و حتی تجسم او به صورت امام زمان، خطر بزرگی است که مؤمنان را تهدید میکند و استاد از لزوم قاطعیت در برابر چنین انحرافاتی میگوید و اساساً فلسفه تشکیل جلسات را طرح مبانی اولیاء و بزرگان میداند.
فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام
9مقایسه حکومتها با حکومت امام زمان، ممنوع!
بنده خودم در اوایل انقلاب در یکی از همین نماز جمعهها، در نماز جمعۀ قم شرکت کرده بودم. در آن موقع بهطور مرتب شرکت میکردیم. شنیدم در یکی از همین خطبهها که آن خطیب اینطور مطرح میکرد که:
این انقلاب که ما کردیم، عیناً همان انقلابی است که امام زمان خواهد کرد و ما عیناً همان احکام را اجرا میکنیم که امام زمان بیاید اجرا خواهد کرد!
التفات میفرمایید؟! یعنی احکام و مسائل و آنچه را که در این جامعه ارائه شده است، عیناً همانی است که امام زمان بیاید! امام زمان میآید، این تلویزیون را شما روشن میکنید، همین آهنگی که الآن میزند در زمان امام زمان برایتان میزند، یا بهتر! و به همین کیفیت انجام میشود! درست شد؟! نَعوذُ بِالله از اینهمه جهالت و نادانی! خب، علیٰکلّحال هر کسی حسابش با خدا است و خدا با او برخورد خواهد کرد و ما هم دیدیم و میبینیم و خواهیم دید که چه میشود! این یک مسئله است.
مسئلۀ دوم: لزوم آمادگی مردم برای ظهور
اما مسئلۀ دوم در مطلب و در مسئلۀ غیبت عبارت است از آمادگی مردم؛ اینکه مردم در زمان غیبت خود را آمادۀ برای ظهور همیشه بکنند، آمادۀ ظهور، آمادۀ ادراک واقعی حضرت، این آمادگی را داشته باشند. خود را آمادۀ ادراک فیض کنند، فیض را کامل کنند، همینطور در منزل خود ننشینند و همینطور روز را به شب و شب را به روز نیاورند. بله؟ به این نحو. آن شوق زیارت و دیدن امام علیه السّلام آنها را به یک تغییر درونی و تحول واقعی نفسانی برگرداند که اگر آن تحول انجام شد، خب طبعاً آن مطلوب حاصل خواهد شد؛ اگر آن تحول انجام نشد، طبعاً ظهور امام علیه السّلام برای آنها فایدهای نخواهد داشت، نتیجهای نخواهد داشت.
تحلیل علّت انحرافات پس از رسول خدا
امام زمان علیه السّلام که از پیغمبر بالاتر نبود، از پیغمبر بالاتر نبود! مگر همین مردم پیغمبر را نمیدیدند؟! هر روز پیغمبر را میدیدند! این دیدن پیغمبر هر روز چه گلی به سر آنها زد؟! سیزده سال پیغمبر در مکه و ده سال در مدینه،1 وقتی که پیغمبر از دنیا میروند چهار نفر، پنج نفر، سه نفر دنبال امیرالمؤمنین بیشتر نبودند!2 چه شد قضیه؟! اینها که هر روز پیغمبر را دارند میبینند!
- إثبات الوصیّة، ص 126.
- رجوع شود به الاختصاص، ص 6.
