
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
موضوع: حقیقت راه عرفان و راه خداشناسی 1 تفسیر وتبین آیه شریفه : قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبيلاً. 2 توضیحی پیرامون کلام بی بدیل مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به تلاش ها و زحمت هائی که ایشان در مدت عمرشان انجام دادند. 3 انسان در مسائل اجتماعی و زندگی همیشه باید خود را درجایگاه دیگران قرار دهد. 4 بیان سیره وروش مرحوم علامه طهرانی نسبت به بیان احکام ومسائل. 5 توضیحی پیرامون وجود دو طیف وگروه از مردم از زمان رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم تا به امروز. 6 بیان حقیقت راه عرفان و راه خداشناسی. 7 انسان همواره باید نسبت به دو امر توجه و نظر داشته باشد. 8 اولیاءالهی همواره در سخت ترین شرایط بر اساس مجرای مشیت و ارادۀ پروردگار متعال حرکت می کنند.
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحيم
وصلَّى اللَه عَلَى سيّدنا و نبيّنا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّيبين الطّاهرين و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعينَ
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا [سوره فرقان، آیه ٥٧]
ای پیغمبر بگو من هیچ اجر و مزدی از شما طلب نمیكنم و فقط اجر و مزد همان هدایتیاست كه شما به پروردگارتان پیدا میكنید، این اجر و مزد من است.
یادم میآید چند سال قبل از فوت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، یك روز چند نفر از اشخاص از راه دور آمده بودند به منزل ایشان، بنده هم حضور داشتم. صحبت راجع به كیفیت كار و اطلاعات ایشان و مسائلی كه خب پیش آمده و یا پیش خواهد آمد و توصیههایی كه آنها میكردند كه یك قدری از كار كم كنند و یك قدری به استراحتشان اضافه كنند. ایشان فرمودند كه ما این عمر را برای چه میخواهیم؟ غیر از این كه این عمر صرف اموری بشود كه مورد رضای پروردگار باشد غیر از این چه نتیجهای بر این عمر ماحاصل میشود؟ بعد در ضمن صحبتشان یك مطلبی را ایشان فرمودند كه هنوز من روی این مطلب ایشان دارم فكر میكنم. ایشان در ضمن صحبت فرمودند كه من از خداوند این تقاضا را كردم كه آن زحماتی كه ما داریم میكشیم این كارهایی كه داریم میكنیم كتابهایی كه مینویسیم هدایتها ارشادها دستگیریها، خب طبعا اینها امور سهل و سادهای نیست، به گفتن و لفظ آسان میآید ولی خب بسیار مشكل است، از خدا خواستم كه اگر مشیت او تعلق گرفته است بر این كه مرا مخیر كنند بین این كه آن مقام عالی و مقام شفاعت و مقام بقا و آن مرتبه لاحدّی كه حدی ندارد اصلا، مرتبهای ندارد مرحلهای ندارد، این را به من ندهد در قبالش عدهای را بر سر این سفرهبنشاند من راه دوم را اختیار كردم. یعنی من عمرم را برای هدایت و ارشاد مردم بگذارم و لو به آن مقام نرسم ولو به آن مرتبه نرسم ولو به آن مقام شفاعت كه از او تعبیر به مقام محمود میكنند، عسی ان یبعثك ربك مقاما محمودا، نرسم اگر امر دایر بین این و بین آن است من این قسم دوم را انتخاب كردم. این یك جملهای است كه تا امروز فكر من را به خود مشغول كرده است، از آن سال تا به حال كه این چه معنایی دارد؟
