
ارتقاء فهم و ادراک مهم ترین مساله در مکتب تشیّع
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 تبیین هدف از تشکیل مجالس سخنرانی در تهران 2 راه عرفان و مسیر اولیاءالهی حرکت بر اساس یقین و جزم و معرفت می باشد. 3 مهمترین مسأله در دیدگاه و مکتب تشیّع باز کردن فهم و ادراک افراد نسبت به امور مختلف بر مبنای تعقّل وتفکّر می باشد. 4 ذکر حکایتی در ارتباط با عدم پذیرش حقّ توسط یکی از علماء معروف که به انتقاد از اولیاءالهی می پرداخت. 5 بکاربردن عبارت و تعابیری که مختص به ائمه اطهار علیهم السلام می باشد در ارتباط با سایر افراد در هر رتبه و جایگاهی خلاف فرهنگ و مکتب تشیّع می باشد. 6 دیدگاه نادرست برخی از افراد نسبت به صلح امام حسن علیه السلام و قیام امام حسین علیه السلام. 7 بیاناتی در ارتباط با دیدگاه اولیاءالهی نسبت به علوّ مقام وجایگاه حضرت اباالفضل علیه السلام و دیدگاه احساسی مردم نسبت به آن جناب. 8 بیان دیدگاه اولیاءالهی در ارتباط با کیفیت زیارت امام رضا علیه السلام و ذکر حکایتی از نحوۀ عملکرد مرحوم علامه طهرانی نسبت به آن. 9 هدف سالک راه الهی از شرکت در مجالس ذکر واستماع سخنان اولیاءالهی چه باید باشد. 10 شرط اول در پیمودن مسیر سیر وسلوک شناخت ومعرفت هرچه بیشتر نسبت به راه وتعهد والتزام نسبت به مبانی وملاکات آن می باشد.
ارتقاء فهم و ادراک مهم ترین مساله در مکتب تشیّع
6شخصی نقل میكرد میگفت در جایی بودیم و در مجلسی بودیم این شخص هم در آن مجلس حضور داشت یكی از افرادی كه نسبت به خیلی از مسائل اطلاع كافی داشت ومطالبی كه نقل میكرد تمام آن مطالب موثق بود، شروع كرد در آن مجلس یك مطالبی را مطرح كردن یك جریاناتی را مطرح كردن یك حكایاتی را و یك موضوعاتی را مطرح كردن، مطلب اول مطلب دوم تا به مطلب سوم خواست برسد یك مرتبه اصلا به طور كلی حال و هوای این فرد تغییر پیدا كرد و حالت رعشهای به این افتاد و وضعیت او عوض شد گفت نگو نگو دیگر بس است گفت چرا نگویم؟ من دارم حكایت نقل میكنم دارم یك جریانی را نقل میكنم دارم مسئلهای را مطرح میكنم این كه خدمت شما عرض میكنم مسئله خیلی مهم است این را ما باید خیلی به آن دقت كنیماین مطلب به عنوان اتمام حجت برای ماتلقی میشود كه فردا یك وقتی نگویید فلانی مطلب را نگفت و متوجهاین قضایا ما نشدیم گفت چرا نگویم؟ گفت میدانی چرا؟ من الان به یك سری مطالب پایبندم و افكار و زندگی و مرام و تبلیغ و عمر خودم را روی این مبنا قرار دادم روی این شالوده فكری قرار دادم این مطالبی كه شما دارید میگویید دارد پایه و اساس این حرفها و مبانی من را، همه را درهم میریزد و خرد میكند و من نگرانم از این كه اگر این مطالب را از دست بدهم به چه چیز دیگر میتوانم خود را متمسك بكنم؟ به چه چیز دیگر میتوانم دست بیاندازم؟ مانند فردی كه در هوا معلق، همین طور میماند، از یك طرف نه میتواند خودرا به چیزی آویزان كند و نه یك طرف پایش روی زمین است و تمام آن چه را كه تا به حال برای خود بافتهام همه آنها رشته خواهد شد نگو دیگر بس است من میخواهم به آن چه كه هست [باقی بمانم]!
