شرح خطبۀ رسول خدا در عید قربان
8مثلاً اگر انسان دید که امام المسلمین در جایی دارد اشتباه میکند، باید برود و به او گوشزد کند؛ یا مثلاً اگر لشگری دارد حرکت میکند و امام المسلمین هم خبر ندارد و انسان میداند که لشگر از فلان طرف دارد میآید و این امام المسلمین چون مطّلع نیست، خودش را مجهّز نمیکند و از بین میرود و مسلمانان هم از بین میروند، باید برود و او را متوجّه کند؛ و یا مثلاً افرادی پشت سر امام المسلمین بدگویی میکنند و این بدگویی برای امام المسلمین ضرر دارد باید مطلب را به او برساند، ولی اگر ضرر ندارد نیازی نیست. مثالهای خیلی زیادی برای این مسئله هست. خلاصه، هرچه از نصیحت و گفتن آنچه از فکر صحیح و اندیشۀ پاک به نظرش میآید، در طبَق اخلاص بگذارد و برای امام بیان کند.
امّا از سکوت و کنار کشیدن و اینکه بگوید که کار نداشته باش تا در راحتی و در طیفی از افکار خود زندگی کنی و دیگر مورد آسیب ورود در این مجالس و محافل و... نشوی، اینها دیگر در اینجا معنی ندارد؛ چون حرف این است که او امام المسلمین است و رسول خدا هم میگوید که درصورتیکه مسلمانها دارای حکومتی هستند و پیشوایی بهعنوان حکومت اسلامی دارند، همۀ افراد مسلمین باید نسبت به او خیرخواه باشند! مثل خیرخواهیای که انسان برای فرزندش یا برای برادرش میکند. اگر بچّۀ انسان مریض باشد انسان به او خیرخواهی میکند و یا اگر برادر انسان در معرض یک سقوط باشد انسان به او خیرخواهی میکند؛ همینطور همۀ مسلمانها باید نسبت به امام المسلمین خیرخواه باشند و خیرخواهی را هم به او برسانند و بیان کنند و بگویند. اگر احیاناً در او یا در دستگاهشان و آن قسمت و جنبۀ امارتشان هر چیزی هست، باید برسانند و از نصیحت نسبت به آنچه فی ما بینه و بین اللَه صلاح بدانند خود داری نکنند.
پس این هم «لا یغِلُّ علیهنّ» است؛ چون وقتی انسان برای غیر خودش خیرخواهی میکند، چیزی برای خودش نمیخواهد و این نصیحت برای خودش نیست و برای غیر است، و چهبسا برای رساندن این مصلحت و این نصیحت به غیر، خودش باید راههای صعبی را طی کند تا بتواند به او برساند، و آن صعوبت برای نفس او ناگوار است، پس خود آن موجب تزکیۀ قلبش میشود، چون این کار را هم برای خدا میکند.

