عقلانیت در سلوک
13شما آقا را میخواهید در وقتی که مطلبی پیش نیاید! ها؟ شما این فرد را میخواهید در وقتی که هنوز امتحان نیامده، همه چیز صاف است جاده هموار است، مسئله خلافی در مقابل این پیش نمیآید. شما پیغمبر را میخواهید تا وقتی که ابوبکری هنوز بر مسند پیغمبر قرار نگرفته است؟ هان؟ پیغمبر از دنیا رفته آیا پیغمبر علی را تعیین نکرد؟ همین دیروز، یک شبانه روز قبل از فوتش، پیغمبر نیامد و ابوبکر را کنار نزد در نماز در حالی که ابوبکر داشت نماز میخواند نه اینکه هنوز تکبیر نبسته بود، سوره حمد ابوبکر داشت تمام میشد، آمد او را کنار زد. یعنی نماز تو باطل است، این نحوه بوده، تاریخ این طور بوده گرچه بعضی نوعی دیگر نقل میکنند و بعد به منبر نرفت و نیامد برای مردم بیان کند؟ آخر این مردم مگر کاه خورده بودند؟ انسان تعجب میکند! تو که میآیی آب وضوی پیغمبر را از دیگری سبقت میگیری و برمیداری همین پیغمبر روی این منبر گفته که از علی پیروی کنید و او خلیفه و وصی من است. یک شبانه روز کمتر از این مسئله نگذشته است یک شبانه روز، همه رفتند دنبال او! خب این قضیه چیست؟ یعنی ما نباید یک قدری به خود بیاییم؟ یک قدری بیشتر توجه کنیم؟ تو که افتخارت این بود که زمام ناقه پیغمبر را میگیری و راه میبری چطور این علی را که همین دیروز پیغمبر اختیار کرد، دو ماه پیش هفتاد روز قبل در روز غدیر علی را آورد اختیار کرد، در اوقات مختلف و در موارد متفاوت آمد همین علی را نشان داد، کرد یا نکرد؟ شنیدی یا نشنیدی؟ این را میگویند احساسات. یعنی همین که ما ببینیم یک جمعیتی دارد به این سمت میرود، دیگر نگاه نکنیم این محتوای جمعیت چیست؟ به درایت و عقل جمعیت دیگر فکر نکنیم. همین که این جمعیت میرود ما هم میرویم! بلکه این جمعیت در چاه برود بلکه این جمعیت به دریا فرو برود.

