عقلانیت در سلوک
15وقتی که مبانی برای ما روشن است دیگر چرا ما بیاییم و به مسائل غیر مبنایی بخواهیم توجه داشته باشیم؟ دیگر باختن است عمر را باختن است. لذا ما در مسیر و مکتب ایشان مشاهده میکنیم که توجه به حال و مسائل غیر عادی وجود ندارد گرچه هست ولی وجود ندارد.
دو مطلب برای سالک بسیار خطرناک و قابل توجه است یکی مسائل و ظهورات عالم برزخ و مثال است که این ظهورات و بروزات برزخی و مثالی چهبسا ممکن است جلوی عقل و فکر و فهم انسان را بگیرد و انسان نباید به این مسائل توجه داشته باشد و باید آن مطالب را با آن مبانی بسنجد.
تمام انحرافی که بعد از زمان فوت والد ما پیش آمد به خاطر این بود که مسائل برزخی و مثالی آمد و جلوی قوای عقلانی و فهم و مبانی سلوک را گرفت، همه برای این بود. فلان شخص همچنین حالی پیدا کرده است این طور برای او مشخص شده. فلان شخص فلان خواب را دیده این طور برای او منکشف شده است فلان شخص این طور شده ..... خب اگر قرار به خواب است فلان شخص ممکن است خواب مخالف ببیند. چطور ممکن است است دو چیز در قبال هم صحیح باشد؟ در قبال هم؟ وقتی که ما توضیح میدادیم که باید حالات با مبانی و آن معیارهای سلوکی و عرفانی سنجیده بشود میدیدند که نه! خب خدشه وارد میشود، نسبت به مسئله اشکال وارد میشود، خب از قضیه رد میشدند عبور میکردند میگذشتند.
یک وقت من در یک کشوری بودم خارج از ایران، در جایی بودم، در یکی از همین کشورهای عربی. در مجلسی بودیم یک شخصی از مرحوم آقا یک هدیهای گرفته بود حالا یک شالی بوده یا نمیدانم دستمالی بوده چیزی بود، این را گذاشته بود روی آنجا و هر کسی میآمد در آنجا مشخص بود. ما هم به شام دعوت داشتیم. آنجا نشان میداد که این از علامه [طهرانی] است و از آنجا گرفته شده است و این را به عنوان چیزی نقل میکرد! بله! بعد رو کرد به ما و گفت که این را مرحوم پدر شما به ما هدیه دادند و ما این را برای تبرک اینجا نگه داشتیم البته منظوری داشت یعنی مرحوم پدر شما به ما عنایت داشتند خب ما هم که همیشه بیادب و بیتربیت و اینها بودیم گفتم: اگر قرار است هدیه دادنِ یک شال برای تو موجب افتخار باشد ما که از یک همچنین شخصی اصلا به دنیا آمدیم، درهر حالی که خودمان وضعیت خودمان را داریم میبینیم و اوضاع خودمان را داریم مشاهده میکنیم، خلاصه همه خندیدند و مجلس به شوخی .... ولی خب یک مقداری شوخی و اینها ولی یک مقداری هم شوخی نیست.

