عقلانیت در سلوک
19امام کاظم علیه السلام میفرمایند به هشام بن سالم، میفرمایند: «ای هشام! اگر در کف تو خزف است و همه دنیا بگویند که در کف تو مروارید و جواهرات است نباید خوشحال شوی خودت میدانی این چیست.» الان در دست من دستمال است حالا اگر همه مردم بگویند که این بلریان است خب من که میدانم چیست. «و اگر در دست تو دُرّ است مروارید است و جواهر است و همه دنیا بگویند خزف است تو نباید ناراحت شوی.» همین یک جمله موسی بن جعفر علیه السلام برای راه ما کفایت میکند، همین یک جمله.
راه سلوک همین است، امروز این جور شد بشود، فردا آن طور شد بشود. امروز مردم این طور میگویند ما راه خود را میرویم، فردا آن طور میگویند باز ما راه خود را میرویم. امروز مردم اقبال کردند آمدند سراغ ما استقبال کردند چه خبر چه شد فلان شد، فردا یک نفر نیامد نباید فرق کنیم، واقعا نباید فرق کند ها! نه اینکه به زبان و این نباید فرق کند، دُم شتر را به زمین میرساند، به همین راحتی نیست. نه! باید دست به کار شد و انسان خودش را در بوته آزمایش و امتحان قرار بدهد.
خب به نظر میرسد که تا جایی که بله، ساعت هفت و نیم است و دیگر فرصت خیلی کم است و ما هم عذر میخواهیم. میخواستیم نیمساعت بیشتر راجع به این قضیه صحبت نکنیم و دوستان از راههای دور میآیند و میخواهند برگردند خب مواجه با مشکلاتی میشوند، از این نظر خب عذرخواهی میکنیم و آن مقداری که برای این مسئله است صحبت شد. انشاءاللَه مفصلتر و مشروحتر هم به نظر رفقا و دوستان خواهد رسید. حالا سؤالهایی که در اینجا شده بنده خیلی گذرا و عبوری پاسخ میدهم تا اینکه دیگر بیش از این شرمنده لطف و کرامت دوستان نشویم.
سؤال: با عرض سلام و این هم اتفاقا صحبتی بود که در آنجا شد با توجه به وضعیت آموزش و پرورش و مدارس دولتی و اینکه شرکت بچهها در مدارس غیرانتفاعی هزینهای بسیار سنگین بر دوش پدران خانواده میگذارد و اینکه میدانیم و گفته میشود که ذات و باطن هر بچهای باید درست باشد، اگر محصلی را با این شرایط در مدارس دولتی ثبتنام کنیم در حقوق آن بچه اجحافی وارد شده است و ممکن است که بچه دچار مخاطرات دیگری شود و یا به هر صورتی که هست باید این بار از طرف خانواده تحمل شود؟

