عقلانیت در سلوک
21سؤال: یکی از اقوام بنده است که قبل از این که حتی به منزل ما هم تلفن بزند متوجه میشوم که چه کسی هست و قبل از اینکه گوشی تلفن را بردارم حالت اضطراب به من دست میدهد و وقتی با او صحبت میکنم و یا حتی او را میبینیم این حالت به من دست میدهد و حتی ممکن است بر اثر این حالت با نزدیکترین فرد به خودم هم دعوا کنم و کلا این فرد آدمیاست کنایهگو که دل انسان را میشکند لطفا بگویید که با این فرد کنایهگو یا افراد کنایهگویی از این قبیل، انسان چه باید رفتاری داشته باشد که به روحش لطمه وارد نشود؟
جواب: البته این یک مسئله عامالبلوایی است و همه کموبیش به این مسئله مبتلا هستند و خب طبعا افرادی که در دوروبر انسان هستند همه افرادی نیستند که به یک کیفیت فرهنگی و به یک مقدار از ادب و متانت و شرایط فرهنگی مناسب [باشند.] در اینگونه موارد اگر انسان اضطرار دارد برای صحبت کردن، بهتر است که فقط گوش خود را بسپارد نه قلب خود را و فرض کند که یک صوتی را میشنود. اما اگر بخواهد دل و قلب خود را متوجه کند برای او ایراد پیدا میشود. و این مسئله فقط اختصاص به تلفن و صحبتها و مکالمات ندارد بلکه این یک دستور سلوکی است که به کیفیت مراقبه انسان برمیگردد. فرض کنید که در یک مجلسی شما شرکت میکنید و میبینید در این مجلس حرفهای غیرصحیح و غیرمناسبی زده میشود آیا باید بروید به هرچه که زده میشود گوش کنید؟ نهخیر! شما میتوانید بنشینید و فکر خودتان را به جای دیگر ببرید و مشغول ذکر شوید یا اینکه فرض کنید که صرفا به بعضی از جملات اکتفا کنید و قبل از اینکه وارد آن مجلس شوید یک قدری تأمل کنید و بر نفس خود مسلط شوید و خود را به چهره دیگری درآورید و شخصیت دیگری از خود بسازید. با شخصیت جدید وارد آن مجلس شوید مسائل و جوّ آن مجلس چندان نمیتواند بر ما تأثیر بگذارد، این اصلا یکی از دستورات سلوکی و مراقبه است که راجع به این قضیه بعدها در همین جلسات عنوان توضیح خواهم داد.

