اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

0

موضوع:بیاناتی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 1 توضیحی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 2 توضیحی پیرامون کلام مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به افرادی که می خواهند عهده دار مسئولیتی در قبال مردم باشند. 3 کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به مراقبه در ماه های رجب وشعبان ورمضان. 4 تبعیت زن از شوهر در اموری که معصیت به شمار می رود حرام می باشد. 5 انسانی که می خواهد بر طبق مسیر عقل حرکت کند آن چرا که تشخیص می دهد حق است باید عمل کند وبه هیچ کس کاری نداشته باشد. 6 فرد عاقل شخصی است که آنچه را که حق می پندارد بر اساس آن عمل کرده و به سخنان دیگران و طعنه های آنان توجه نمی کند. 7 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک توجه افراد به خود و مشکلات نفسانی خویش و عدم دخالت در امور دیگران می باشد. 8 توضیحی پیرامون مسئله نهی از منکر.

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

3
  • یک وقتی سابق یادم هست به اتفاق مرحوم آقا در یک مجلس عقدی شرکت کردیم مجلس عقد پسر و دختر دو نفر از رفقا بود. خب در زمان گذشته ظاهرا در زمان ازدواج می‌بایست که سن دختر به‌ یک سن قانونی خودش برسد ـ خب قوانین، قوانین خلاف شرع بوده است ـ و هنوز سن دختر به آن مرتبه نرسیده بودو قرار بودکه فقط عقد بخوانند، طبعا همه محضرها قبول نمی‌کردند ولی در آن زمان یک محضری بود که با مرحوم آقا هم ارتباط داشت و آشنا بود و ایشان عقد را انجام می‌داد و توجه نمی‌کرد به مسائل آن قانونی. ما وقتی که رفتیم نشستیم دیدیم عجب مجلسی است! مجلسِ خیلی [با] نورانیت و خیلی .... اول مجلس عقد نبود همین مجلس معارفه و بله برون و اینها بود و قرار بود که خب در همان جا عقد هم خوانده شود و بعدا دوباره مجلسی گرفته شود. همین که نشسته بودیم و صحبت و اینها شد و مهریه راهم همان مهرالسنه واینها قرار داده بودند، اینها تا آمدند صحبت کنند راجع به عقد و اینها که مرحوم آقا بخوانند، یکی از اقوام عروس مردی بود مسن و این پیرمرد خانواده بود.

  • یک مرتبه شروع کرد به مخالفت کردن که آقا چه عجله‌ای دارید؟ خب حالا صبر کنید این دختر به سن قانونی برسد، حالا که اینها با همدیگر نامزد شدند، تا این شروع کرد به حرف زدن اصلا حال و هوای مجلس تغییر کرد! آن روحانیت و معنویت و آنهاهمه رفت، رفت که رفت. به جایش یک کدورت و ظلمت و یک ضیقی آن چنان آمد که خیلی‌ها متوجه شدند، خیلی از افرادی که اینهاارتباطی هم با این مسائل نداشتند فهمیدند. مرحوم آقا حالشان عوض شد، دیگر ساکت شدند و دیگر هیچی نگفتند و فلان. خلاصه مجلس شیطانی شد. مشخص بود که اصلا به طور کلی آن وضعیت عوض شد. خب البته طرفین خیلی ناراحت شدند هم پدر عروس و هم پدر داماد مخصوصا پدر عروس خیلی ناراحت شد و بعد خلاصه مسائلی به وجود آورد و اینها و در مجلس عقد حتی دعوت نکرد آن شخصی که همچنین حرفی را زده بود. خلاصه این قضیه باعث شد که مرحوم آقا، عقد این دو تا را نخواند و کسی دیگر خواند [البته‌] در مجلس دیگری که گرفتند.