اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

0

موضوع:بیاناتی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 1 توضیحی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 2 توضیحی پیرامون کلام مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به افرادی که می خواهند عهده دار مسئولیتی در قبال مردم باشند. 3 کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به مراقبه در ماه های رجب وشعبان ورمضان. 4 تبعیت زن از شوهر در اموری که معصیت به شمار می رود حرام می باشد. 5 انسانی که می خواهد بر طبق مسیر عقل حرکت کند آن چرا که تشخیص می دهد حق است باید عمل کند وبه هیچ کس کاری نداشته باشد. 6 فرد عاقل شخصی است که آنچه را که حق می پندارد بر اساس آن عمل کرده و به سخنان دیگران و طعنه های آنان توجه نمی کند. 7 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک توجه افراد به خود و مشکلات نفسانی خویش و عدم دخالت در امور دیگران می باشد. 8 توضیحی پیرامون مسئله نهی از منکر.

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

5
  • به جهت این که آن چه را که عرض کردم آن مسئله بود که تجرد را برایانسان زیاد کند نه این که صور مثالی و برزخی را برای انسان به صورت مبتهج و به صورت منبسط و شاد جلوه دهد این نیست. آن کسی که موسیقی گوش می‌دهد آن هم یک حال و هوایی را پیدا می‌کند آن هم یک کیفی می‌کند آن هم یک نشاطی برای او پیدا می‌شود ولی این نشاط، شیطان است. این نشاط، رحمانی نیست آن کسی که بنگ می‌خورد و سیگار می‌کشد و مواد مخدر مصرف می‌کند او هم برایش یک حالت انبساط و نعشگی و اینها پیدا می‌شود ولی این شیطان است این رحمانی نیست، رحمانی نیست.

  • دلیلش این است که وقتی آن حالت تمام شد [و] از آن حالت درآمد درآمدمثل این که مناین جا نشستم وقتی که بیایم پایین چه فرقی می‌کند؟ یا آن کسی که به عملحرام اشتغال دارد او هم خوشحال است ناراحت نیست خب اگر ناراحت بود دست نمی‌زد به این کار حرام ولی این خوشحالی خوشحالی شیطانی است نه خوشحالی رحمانی. یعنی در این عمل، آیا ملائکه او را کمک کردند و وسایل و اسباب را تا آخر برای او به وجود آوردند؟ یا شیاطین آمدند و همین طور تا آخر او را کمک کردند و جهات را برای او به وجود آوردند؟ لذا در این جا ما می‌بینیم مسئله استدراج مطرح می‌شود و به وجود می‌آید.

  • استدراج یعنی انسان در یک مرتبه‌ای از علوّی که هست کم کم به نحوی که ....، دیدید وقتی که در یک طیاره حرکت می‌کنید خب این طیاره وقتی که حرکت می‌کند در آن فضا، طبقات مختلفی از .. وجود دارد وقتی که دو طبقه از .. با همدیگر وجود دارد، این همین که می‌خواهد از یک طبقه به طبقه دیگر برود، به او می‌گویندچاه هوایی، ما چاه هوایی نداریم همین اختلاف دو درجه از زمان موجب می‌شود که یک مرتبه انساناحساس کند که .... خب این را می‌فهمد. اما وقتی که بیست دقیقه مانده بیست و پنج دقیقه مانده به مقصد برسد می‌گویند خب دیگر الان کم کم می‌خواهیم برسیم و هواپیما کم کم پایین می‌آید هیچ ما متوجه می‌شویم که داریم سرعت را کم می‌کنیم؟ نه نمی‌فهمیم. آن کسی که این طیاره را می‌راند متوجه است که الان این عقربه دارد همین طور می‌آید پایین، بله یک موقع انسان تکانهاییاحساس می‌کند ولی نمی‌فهمد. چرا؟ چون او به نحوی این طیاره را می‌آورد که مسافری نفهمد خب اگر بفهمد که خوب نیست، ناراحت می‌شوند و مشکل پیدا می‌کنند. آن وقت یک مرتبه انسان می‌بیند عجب! اگر چشمش نگاه کند می‌بیند که الان آنجا بود و الان زمین پیدا است ماشینهایی که در روی زمین می‌روند پیدا هستند. من کجا بودم؟ چند کیلومتر بالا بودیم، الان در چند صد کیلومتری زمین بودیم نفهمید، این را می‌گویند استدراج.