اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

0

موضوع:بیاناتی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 1 توضیحی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 2 توضیحی پیرامون کلام مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به افرادی که می خواهند عهده دار مسئولیتی در قبال مردم باشند. 3 کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به مراقبه در ماه های رجب وشعبان ورمضان. 4 تبعیت زن از شوهر در اموری که معصیت به شمار می رود حرام می باشد. 5 انسانی که می خواهد بر طبق مسیر عقل حرکت کند آن چرا که تشخیص می دهد حق است باید عمل کند وبه هیچ کس کاری نداشته باشد. 6 فرد عاقل شخصی است که آنچه را که حق می پندارد بر اساس آن عمل کرده و به سخنان دیگران و طعنه های آنان توجه نمی کند. 7 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک توجه افراد به خود و مشکلات نفسانی خویش و عدم دخالت در امور دیگران می باشد. 8 توضیحی پیرامون مسئله نهی از منکر.

جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک

6
  • استدراج یعنی انسان به نحوی بیاید پایین و به نحوی آن حرکت و سیر نزولی برای اوحاصل شود که خود متوجه نشود و بعد یک مرتبه احساس کند که عجب! تمام آن حالات از بین رفت. این که مرحوم آقا می‌فرمودند کسی که می‌خواهد عهده دار مسئولیت مردم بشود باید یا خودش ولی خدا باشد یا مستقلا با ولی خدا بایدارتباط داشته باشد، ارتباط نه ارتباط سلام علیکم و دعوت به منزل. دستور بگیرد و طبق دستور عمل کند یا این یا آن، شق ثالثی هم ندارد. این برای چیست؟ برای همین است. برای این که انسان در نهایت امر نفس او نسبت به مسائل یک جوری قضاوت می‌کند چه بسا اصلا مایل نیست ما را برای چه می‌خواهند به این جا بیاورند؟ برای چه مسئولیت می‌خواهند به ما بدهند؟ و نفس هم تمایل ندارد و راست هم می‌گوید دروغهم نمی‌گوید راست می‌گوید.

  • ولی وقتی که رفت، رفتن که همین طوری نیست رفتن میز است و صندلی است و مبل کذایی است و دربان است و ده تا تلفن چی و سی تا خدمتکار است و ..... این است مسئله دیگر، وقت دادن است و استقبال از فلان است و جار و جنجال تبلیغاتی است و سر و صدا، همه جا در وسایل ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون و اینها است و بعد هم خودش می‌آید در خانه تماشا می‌کند، دارند به همه نشانش می‌دهند. همه هم که سلمان نیستند بخندند بههمه مسائل. آن شب اول یک چیزی می‌شود یک‌خرده یک کمی. یک چند روز که گذشت دوباره می‌گوید که ما را نشان ندادند حالا این دفعه خودش یک جوری می‌کند که اگر نشان ندادند خودش یک مصاحبه می‌گذارد و بیایند و اینها، بعد هم‌ نشان میدهند و امثال ذلک، دوباره خنده‌ای بر لبانش ظاهر می‌شود که بحمداللَه اسلام قوت وقدرت پیدا کرده است چه کرده است خیلی عجیب است ها! خیلی عجیب!