
جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
موضوع:بیاناتی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 1 توضیحی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 2 توضیحی پیرامون کلام مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به افرادی که می خواهند عهده دار مسئولیتی در قبال مردم باشند. 3 کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به مراقبه در ماه های رجب وشعبان ورمضان. 4 تبعیت زن از شوهر در اموری که معصیت به شمار می رود حرام می باشد. 5 انسانی که می خواهد بر طبق مسیر عقل حرکت کند آن چرا که تشخیص می دهد حق است باید عمل کند وبه هیچ کس کاری نداشته باشد. 6 فرد عاقل شخصی است که آنچه را که حق می پندارد بر اساس آن عمل کرده و به سخنان دیگران و طعنه های آنان توجه نمی کند. 7 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک توجه افراد به خود و مشکلات نفسانی خویش و عدم دخالت در امور دیگران می باشد. 8 توضیحی پیرامون مسئله نهی از منکر.
جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
توضیحات:
موضوع:بیاناتی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 1 توضیحی پیرامون مسئله استدراج و مسئله توقّف و سکون سالک. 2 توضیحی پیرامون کلام مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به افرادی که می خواهند عهده دار مسئولیتی در قبال مردم باشند. 3 کلامی از مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه نسبت به مراقبه در ماه های رجب وشعبان ورمضان. 4 تبعیت زن از شوهر در اموری که معصیت به شمار می رود حرام می باشد. 5 انسانی که می خواهد بر طبق مسیر عقل حرکت کند آن چرا که تشخیص می دهد حق است باید عمل کند وبه هیچ کس کاری نداشته باشد. 6 فرد عاقل شخصی است که آنچه را که حق می پندارد بر اساس آن عمل کرده و به سخنان دیگران و طعنه های آنان توجه نمی کند. 7 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک توجه افراد به خود و مشکلات نفسانی خویش و عدم دخالت در امور دیگران می باشد. 8 توضیحی پیرامون مسئله نهی از منکر.
جایگاه مساله استدراج و توقف و سکون در سلوک
17مگر مرحوم آقا نفرمودند؟ نمیدانم در جلد اول بود یا در جلد دوم که ظاهرا درآمده و اینها، خیال میکنم جلد اول بود در آن جا بنده از قول مرحوم آقا نوشتم این مسئله را که در نجف جلوی چشم امیرالمؤمنین نمازجماعتی که بیست دقیقه به طلوع شمس است خوانده میشود، یکیاول طلوع فجر یکی نیم ساعت بعد آن یکی بیست دقیقه بعد تا جایی که یک ربع به طلوع شمس باقی مانده هم نماز میخوانند! مگر کسی میتواند امیرالمؤمنینن را گول بزند؟ آخر آدمیکه آمدی خودت را تا این جا رساندی و عمامه تا این جاگذاشتی و ریشت را تا کجا بردی و اصحاب و فلان و این حرفها، تو نخواندی که همین علی که در این جا هست و در کنارش نماز جماعت کذا تشکیل میدهی، همین طور میرفت میرفت بالای سقف مسجد کوفه، بالای مسجد کوفه خودش اذان صبح میگفت و بعد میآمد نافله میخواند و بعد میآمد نمازجماعت میخواند؟ همین علی این کار را نمیکرد؟ ما خجالت نمیکشیم؟ واقعا خجالت نمیکشیم؟ ما میآییم گول میزنیم! مؤمنین میخواهند با ما بخوانند! مؤمینن میخواهند؟ داری امیرالمؤمنین را گول میزنی؟ فریب میدهی؟ بدبخت! تو سعادت خودت را میخواهی از بین ببری بخاطر مؤمنین؟ صد سال آن مؤمنین بمیرند و نماز یک ربع به طلوع آفتاب را نخوانند! امیرالمؤمنین دستور داده نماز رااین طور بخوانی؟ و این طور هتک حرمش بشود؟ این گفته؟ امیرالمؤمنین میگوید نه! من تو را خوب میشناسم. تو به خاطر خودت و به خاطر این که یکی از ائمه جماعات صحن به حساب بیاورند داری مؤمنین را دنبال خودت یدک میکشانی! تو خیال میکنی من تو را نمیشناسم؟ ان کیدی متین، حالا برو بخوان!
بله! تو که میخواهی یک ربع آفتاب بخوانی، خودم هم مأمومین تو را بیشتر میکنم همین امیرالمومنین به او میگوید، مأمومین تو را از مأمومینی که اول طلوع فجر است بیشتر میکنم! همان هایی که به درد تو میخورند آنها را میفرستم، خودت و بقیه با هم یکی هستید، میفرستم بعد وقتی که تو وارد میشوی عجب! به به چه جمعیتی؟ دارد موج میزند، از این طرف صحن تا آن طرف صحن دارد جمعیت موج میزند مگر میشود این نماز را ول کرد؟ مگر میشود این جماعت را ول کرد؟ این شعائر اسلام است! امیرالمؤمنین در قبر نشسته دارد به تو میخندد، دارد میگوید ان کیدی متین، بخور که داری خوب میخوری، خوب داری میخوری.
