اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استقامت و ثبات در راه

14504
نسخه عربی

استقامت و ثبات در راه

9
  •  به یك مقداری كاغذ، نگاه كردم دیدم سوالات بدون پاسخی بوده كه از جلسه‌قبل یا حتی از جلسه قبل از این، آن جا بوده، دیگر گفتم بنا را می‌گذارم بر این كه این مطالب را دیگر تمام كنم. اگر فرصت شد مسائل جدید و ان‌شاءاللَه چیز دیگری هم اگر هست راجع به آنها بحث كنم.

  •  آن چه را كه می‌خواستم خدمت رفقا عرض كنم این است كه در یكی از آیات قرآن كه خیلی بزرگان روی این آیه تكیه دارند مسئله استقامت در طریق است‌ وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً [سوره جن، آیه ١٦]

  •  اگر اینها در طریق استقامت می‌كردند در راه استقامت می‌كردند ما آب بسیار گوارا و بسیار زلال و حیات بخش به اینها می‌چشاندیم. و اصل در مسئله مسئله استقامت است.

  •  انسان در ابتدای راه وقتی كه وارد یك مطلبی می‌شود به مقتضای طبع نفس ممكن است از آن مطلب یك احساس لذتی داشته باشد. شما وقتی كه وارد منزل می‌شوید ابتداء احساس خوشی و لذت از وارد شدن در آن منزل می‌كنید بعد از یك مدتی این منزل برای شما به نحو عادی درخواهد آمد. وقتی كه یك غذایی انسان بخورد در ابتدا برایش احساس لذّت است اما وقتی كه چند مرتبه بخورد برای او عادی می‌شود وقتی كه در یك جای تفریحگاه و نزهتگاهی برود خب در وهله‌اول برای او جالب است، در وهله دوم، بعد از یك مدتی به صورت عادی درمی‌آید. این طبیعت نفس است. مسئله‌راه و مسئله طریق هم از این قاعده مستثنی نیست و بلكه باید گفت یك مقداری مسئله در این جا مشكل‌تر است.

  •  در ابتدا انسان با یك مسائل جدیدی روبرو می‌شود یك مطالبی حكایاتی حالی خوابهایی، مطالبی كه برای انسان جاذبه دارد جایی نشنیده در این جا می‌شنود، در جایی ندیده، حال او را تغییر می‌دهد، تحولی در وضعیت او به وجود می‌آورد خب این یك مسئله طبیعی است یك قضیه عادی است. مدتی كه می‌گذرد طبعا یك مطالبی را باید عمل كند به یك سری تعهداتی باید پایبند باشد به یك سری مسئولیتهایی باید تن در بدهد آن تعهدات و آن مسئولیتها چه بسا ممكن است با خواستهای نفسانی انسان در تعارض باشد خواستهایی كه این در كمون نفس پنهان است و موقعیت او در این مدت، مانع از بروز و ظهور اینها شده است. یكی یكی دیگر دستورات می‌رسد، این كاررا باید بكنی آن كار را نباید بكنی آن كار ضرر دارد آن كار صحیح است این جا باید بروی آن جا نباید بروی. این بایدها و نبایدها است كه كم كم می‌آید و آن لذّت اولیه را كه انسان در اثر برخورد با موقعیت و وضعیت جدید [احساس می‌كرد از بین می‌برد]