
استقامت و ثبات در راه
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 منطقی وعقلانی ترین مسیر تکاملی که فرد می تواند در زندگی خود آنرا اتخاذ کند مسیر عرفان می باشد. 2 جهل و نادانی یکی از علماء معروف نسبت به مقام اولیاءالهی وعرفاءباللَه و بیان سخنانی عاری از حقیقت. 3 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک الهی مسئله استقامت وثبات درطریق می باشد. 4 تفسیر آیه شریفه: وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً. 5 برپا کردن مجالس عزاء اهل بیت علیهم السلام وقیام به عبادات وتهجدات درصورتی که در راستای تثبیت انانیت شخص و خواسته های نفسانی او باشد هیچ گونه تأثیری در رشد وتکامل او نخواهد گذاشت. 6 فرمایش مرحوم علامه طهرانی دربارۀ صاحب تفسیر بیان السعاده مرحوم سلطان محمدگنابادی. 7 انتقادات سست وبی پایه برخی از افراد نسبت به کتاب وظیفه فرد مسلمان درحکومت اسلام. 8 ذکر حکایتی در ارتباط با قطع رابطه کردن یکی از معروفترین شاگردان مرحوم نائینی با ایشان بخاطر مسائل نفسانی. 9 راه و مسیر سیر وسلوک الی اللَه راه مبارزه ومخالفت با نفس وانانیت های آن می باشد. 10 ذکر حکایتی در ارتباط با خلوص نیّت وصدق مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. 11 دیدگاه نادرست یکی از علماء معروف نسبت به ابوحنیفه وپاسخ آن. 12 در مکتب تشیّع وظیفه عالم دینی بیان حقائق و واقعیّات به میزان فهم و سعۀ وجودی خود و بدون اعمال نظرهای شخصی و رعایت مصالح می باشد.
استقامت و ثبات در راه
توضیحات:
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 منطقی وعقلانی ترین مسیر تکاملی که فرد می تواند در زندگی خود آنرا اتخاذ کند مسیر عرفان می باشد. 2 جهل و نادانی یکی از علماء معروف نسبت به مقام اولیاءالهی وعرفاءباللَه و بیان سخنانی عاری از حقیقت. 3 یکی از مهمترین مسائل در مسیر سیر وسلوک الهی مسئله استقامت وثبات درطریق می باشد. 4 تفسیر آیه شریفه: وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً. 5 برپا کردن مجالس عزاء اهل بیت علیهم السلام وقیام به عبادات وتهجدات درصورتی که در راستای تثبیت انانیت شخص و خواسته های نفسانی او باشد هیچ گونه تأثیری در رشد وتکامل او نخواهد گذاشت. 6 فرمایش مرحوم علامه طهرانی دربارۀ صاحب تفسیر بیان السعاده مرحوم سلطان محمدگنابادی. 7 انتقادات سست وبی پایه برخی از افراد نسبت به کتاب وظیفه فرد مسلمان درحکومت اسلام. 8 ذکر حکایتی در ارتباط با قطع رابطه کردن یکی از معروفترین شاگردان مرحوم نائینی با ایشان بخاطر مسائل نفسانی. 9 راه و مسیر سیر وسلوک الی اللَه راه مبارزه ومخالفت با نفس وانانیت های آن می باشد. 10 ذکر حکایتی در ارتباط با خلوص نیّت وصدق مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. 11 دیدگاه نادرست یکی از علماء معروف نسبت به ابوحنیفه وپاسخ آن. 12 در مکتب تشیّع وظیفه عالم دینی بیان حقائق و واقعیّات به میزان فهم و سعۀ وجودی خود و بدون اعمال نظرهای شخصی و رعایت مصالح می باشد.
استقامت و ثبات در راه
28حالا اگر ما یك شب قدر را درك كنیم در یك جا و بعد برویم در یك جا دیگر یك شب قدر دیگر درك كنیم و بعد برویم در یك جای دیگر با یك سرعت نور فرض كنید كه بلند شویم در یك جا یك شب قدر پس بنابراین سه تا شب قدر را درك كردیم؟ نه! یك شب قدر بیشتر درك نكردیم. این این طور نیست كه آن شب قدر اول با دوم و سوم فرق میكند همان شبی كه بر ما گذشته است یك حالتاست كه آن یك حالت نفس ما به واسطه اتصال با آن جنبه ملكوتی، آن شب قدر را ادراك كرده است حالااگر صد تا شب قدر دیگر هم درك كنیم باز همانیكی را درك كردیم نهاین كه صد مورد و صد جای دیگر چرا؟ چون یك افاضه بیشتر نیست و یك اتصال بیشتر نیست آن اتصال بر حسب هر كسی كه درك كند متفاوت است. پس كره زمین یك شب قدر را درك میكند نه دوازده تا را، منتهی آن یك حالت عبارت است از اتصال جنبهملكوتی افرادی كه در هر نقطه هستند با آن جنبه ملكوتی نزول اراده و مشیت پروردگار، از این نقطه نظر تفاوت ندارد
سؤال: آیا میشود انسان در عین حال دو استاد داشته باشد دو نماینده الهی داشته باشد یا حق انتخاب دارد؟ در صورتی كه هر دو یك راه و یك مقصد دارند چه باید كرد؟
جواب: انسان در هر حالی یك استاد بیشتر نمیتواند داشته باشد
سؤال: در مورد اسرار توحید برای ما توضیح دارید خیلی نیاز داریم بلكه كمیبه معرفت ما اضافه شود.
جواب: خب این دیگر انشاءاللَه باشد برای یك وقت دیگر و یك فرصت دیگر خیلی سوال كوتاه و خیلی جواب بلند یعنی جوابی كه به این راحتی نمیشود داد ولی در حد مختصر و اختصار عرض كنم.
توحید یعنی كنار گذاشتن خیال، محو الاوهام و تصحیح الخیال، انسان خیال خودش را تصحیح كند. آنچه را كه در این دنیا سبب میپندارد جایش را عوض كند. آن چه را كه در این دنیا مؤثر میپندارد جایش راعوض كند. ما خدا را كنار گذاشتیم امام زمان را كنار گذاشتیم، رئیس كل و مدیر كل و خادم و دفتردار وچای دار و نمیدانم فرض كنید اینها را همه را گرفتیم، این جاها را عوض كینم این میشود توحید، خیلی راحت. خیلی راحت خیلی مهم و مشكل. آن چه را كه در این دنیا، دكتر و پزشك و مهندس و عالم و اینها را همه را خیال كردیم واقعیت دارند، خدا و پیغمبر و ملائكه را چون ندیدیم اینها را اصلًا میاندازیم كنار، حالا بیاییم جای اینها راعوض كنیم. تمام آن چه را كه از دنیا از كثرات است همه اینها اسباب و الات و ادوات بدانیم هر كسی میخواهد باشد و آن چه را كه علت است و سبب است، آن را مؤثر واقعی بدانیم این را میگویند تصحیحالخیال. انسان خیال را تصحیح كند و وقتی خیال تصحیح شد حقیقت توحید در انسان تجلی میكند. این همان مراقبه است كه انسان باید با توفیق پروردگار به او برسد این مجمل راجع به این مسئله
