اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 توصیه علامه طهرانی به شاگردان خود نسبت به مقایسه حالات و روحیات فعلی با حالات و افکار گذشته در راستای رشد وصعود 2 همه انسانها بر اساس فطرت اولیه به دنبال کمال و معنویات می باشند. 3 ملاک اساسی برای همه پویندگان راه الهی بررسی صدق و خلوص خود در تمامی مسیر می باشد. 4 راه خدا راه عبور از نفس است نه غلطیدن در نفس. 5 اظهار ناراحتی مرحوم علامه طهرانی نسبت به بوسیدن دست ایشان توسط رفقا و کلام مرحوم حداد در این رابطه. 6 نقل حکایتی از آیت اللَه حاج سید علی لواسانی در رابطه با بوسیدن پای حضرت علامه طهرانی. 7 مسیری که بزرگان و اولیاء الهی آنرا ترسیم کرده اند، مسیر صداقت ، عبودیّت و حریّت می باشد. 8 توصیه های بزرگان نسبت به ماه ذی القعدة الحرام و دهه اول ماه ذی الحجة الحرام

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

توضیحات:

موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 توصیه علامه طهرانی به شاگردان خود نسبت به مقایسه حالات و روحیات فعلی با حالات و افکار گذشته در راستای رشد وصعود 2 همه انسانها بر اساس فطرت اولیه به دنبال کمال و معنویات می باشند. 3 ملاک اساسی برای همه پویندگان راه الهی بررسی صدق و خلوص خود در تمامی مسیر می باشد. 4 راه خدا راه عبور از نفس است نه غلطیدن در نفس. 5 اظهار ناراحتی مرحوم علامه طهرانی نسبت به بوسیدن دست ایشان توسط رفقا و کلام مرحوم حداد در این رابطه. 6 نقل حکایتی از آیت اللَه حاج سید علی لواسانی در رابطه با بوسیدن پای حضرت علامه طهرانی. 7 مسیری که بزرگان و اولیاء الهی آنرا ترسیم کرده اند، مسیر صداقت ، عبودیّت و حریّت می باشد. 8 توصیه های بزرگان نسبت به ماه ذی القعدة الحرام و دهه اول ماه ذی الحجة الحرام

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

24
  • تا این كه اتفاقا خود ایشان در اواخر ماه رمضان گفت بالای منبر، وقتی كه شخصی یك صحبتی كرده بود، با این كه مرحوم آقا شدیدا و این هم یكی از آن مطالبی است كه ما و امثال ما باید به این مسئله دقت كنیم، از تعریف بپرهیزیم از این كه بیایند جلوی جمعیتی ما را تعریف كنند باید ما بپرهیزیم و بدانیم كه كلاه سر ما رفته است به جای آبرو و حیثیت، ایشان افرادی را كه دعوت می‌كردند بسیار نهی می‌كردند از این كه اسم ایشان را بالای منبر ببرند خیلی شدید بودند ایشان و حتی تهدید می‌كردند اگر اسم مرا ببریددیگر بار دوم دعوت نمی‌شوید یعنی دیگر شرمنده هستیم معذور هستیم ولی ایشان خب متوجه نبود آن سال اول، این قضیه مربوط به سال اول است كه عرض می‌كنم كه برخورد كرده بود، در اواخر ماه رمضان یك شخصی آمده بود و سوالی كرده بود و هتاكی هم كرده بود و بعد تقریبا جدالی در واقع می‌توانم بگویم بین ایشان و بین آقا واقع شد یك فردی بود كه از ارحام هم اتفاقا بود و خیلی فرد بی‌تربیتی بود و بی ادب و مزی السان یعنی زبانش زبان تند و خیلی الفاظ ركیكی به كار می‌برد، ایشان خیلی ناراحت می‌شود فردا كه می‌رود بالای منبر شروع می‌كند صحبت كردن و بعد یكدفعه شروع می‌كند از آقا از مرحوم آقا یك مطالبی را می‌گوید كه شما نمی‌دانید این چه شخصیتی است این چه است این چه است، می‌گفت یك قضیه اتفاق نیفتاد تا به حال در این مدت كه من تمام كتب را ببینم و تمام مدارك را ببینم و ایشان نیاید ایراد بگیرد، وقتی كه از منبر می‌آیم پایین ایشان می‌گوید در فلان كتاب این را نوشته. بعد می‌گفت آخر این كم جان كندن نیست كم كار كردن نیست چه نیست چه نیست شروع كرد به گفتن و این مطالب و از جمله مطالبی كه ایشان گفت این بود كه می‌گفت ایشان یك فردی است كه این را من خودم دارم می‌گویم كسی كه همین قدر در كنار ایشان بنشیند متحول می‌شود دیگر نیاز نیست ایشان صحبت كند دیگر نیاز نیست برای او حرف بزند همین كه می‌نشیند كنار او این كم كم این آثار و می‌گفت خود بنده این را احساس كردم آدم رُكی هم بود بنده خدا، حالا دیگر به رحمت خدا رفته است، آدم ركی بود و می‌گفت كه من این را .... و انسان باید این گونه برخورد كند. علی كل حال مسئله باید جوری باشد كه یك نوع ارتباط متقابلی وجود داشته باشد و افراد تصور نكنند كه به واسطة این رعونت و ملاطفت و عطوبت به خواستهای خودشان رسیدند، به این نكته هم بایستی هم توجه شود.

/ 613