عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
11احساس میكند، الان من در این جا هستم الان من در این موقعیت هستم به من میگویندفلانی جزو این سازمان است به من میگویند فلانی جزو اینجا است این كه میگویند فلانی میگویند فلانی میگویند، خطر دارد میآید. دارد این جا هی میآید آن ارزشهای قبلی كم كم دارد فراموش میشود، فلانی این جا است صداقت كجا رفت؟ انصاف كجا رفت؟ آن حس همنوعدوستی كجا رفت؟ حالا چون فرض كنید كه یك نفر جزو گروه ما نیست هر تهمتی به او باید زد؟ همین كه جزو گروه ما میآید هر مسئلهای را كه میخواهد بگوید هر كاری را كه میخواهد انجام بدهد دیگر مبرا میشود؟ همین كه خارج از گروه ما میشود صاف میرویم دنبال او چكار كرد فورا یادداشت كنیم چه نقطه ضعفی داشت فورا یادداشت كنیم اگر هم نداشت فورا میسازیم! این میشود چه؟ آن خطر.
یعنی انسان اول بر اساس یك ارزشها و یك آموزه ها، آموزههای فطری و الهی و خدادادی یك راهی را تعقیب میكند چون در تحت تربیت صحیح قرار نگرفته است كم كم شیطان میآید خوب هم بلد است چنان این شیطان بلد است با همهما همنشین شود و در كنار همه ما قرار بگیرد كه اصلا به خواب هفت پشت هم نبینیم و نفهمیم كه از كجا خوردیم و از كجا وارد شد میآید در افكار ما در نیت ما در نفس ما، در عقل ما میآید نفوذ میكند، یواش یواش، هان میآید میگیرد، فكر ما كه قبلا در مواجهه با یك قضیه به این راه میرفت الان میبینیم سی درجه انحراف پیدا كرده است، میگوییم ا من قبلا كه این طور فكر نمیكردم من در یك همچنین قضیه كه قبلا اتفاق میافتاد خیلی صریح میگفتم حق این است و باطل این است، الان یكخرده مكث كردم یكخرده دارم روی آن فكر میكنم، بیینمحالا چه میشود؟ تا شب فكر كنم جوابتان را میدهم! سابق نمیگفتی تا شب فكر كنم جوابت را میدهم تا یك همچنین مسئلهای .... صورت مسئله هم هیچ فرق نمیكند حالا چون این مسئله در ظرف و محدودة ارتباط با یك رفیق قرار گرفته یكدفعه شما میبینی هان! سست شدی سست شدی آن صلابت و استقامت و تیزی شمشیری را كه اول نسبت به این جریانات اعمال میكردی كند شده آن كند شده است. آن مال چیست؟ مال این كه خطر آمد دارد میآید جلو. یعنی موقعیتی كه انسان در آن موقعیت قرار گرفته است آن موقعیت انسان را از آن یافتههای سابق به فراموشی میاندازد و آن وضعیت جدید انسان را نسبت به آن مطالب سست میكند كم كم كم كم برمیگردد و از آن جنبةحریت و آزادی در فكر و اندیشه و آن جنبةآزادی در مقایسه بین قضایا نسبت به هر كسی كه میخواهد باشد فرزندش باشد غریبه باشدهمسایه باشدو فرد در خیابان باشد هر كسی میخواهد باشد آنحریت و آزادگی تبدیل به یك نوع سستی میشود آن سستی وقتی كه گذشت تبدیل به سكوت میشود سكوت كه گذشت تبدیل به

