عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
17است كه همهما دچار لغزش هستیم، همه. باید این مسئله را دقت كنیم.
یكی از مواردی كه مرحوم آقا رضوان اللَه نسبت به او خیلی پافشاری میكردند و عجیب بودوضعیت ایشان و من ندیدم در كسی این مسئله را، این كه اگر كسی میآمد و پای ایشان را میبوسید اصلا دنیا دیگر زیرو رو میشد یعنی این قضیه قضیهای نبود كه تصنعی باشد ها! نه! مسئله تصنعی نبود حال ایشان جوری میشد و به وضعیتی درمیآمدند ...! یك مرتبه من دیدم یك شخصی، در راه مسجد بودیم من پشت سر بودم تقریبا حدود پنجاه متری عقب میآمدم سنم حدود شانزده هفده سال، همین حدودها بود یكی از دوستان ایشان پشت سر ایشان بود تازه هم آشنا شده بود خب به این مسائل هم وارد نبود، این آمد دم چهار راه، از منزل كه حركت كردیم، همان چهارراه هدایت، به آن جا كه رسیدیم سر پیچ، آمدیك مرتبه افتاد پای ایشان را بوسید ایشان یكدفعه ایستادند رنگشان سفید شد، سفید شد و نشستند و حال تهوع اصلا برای ایشان پیدا شد یعنی آن قدر منقلب شدند! نتوانستندحركت كنندو چنددقیقه، ده دقیقه همین طوری نشستندو بعد دوباره راه افتادند این تصنع نیست یعنی آن قدر این مسئله برای این شخص گران است، خب من با بقیه چه فرق میكنم؟ الان در وجود خودشان، چرا او باید بیاید پای من را ببوسد؟ چرا باید بیاید ببوسد؟ چه فرقی بین من و او است؟ چرا باید این طور باشد؟ چرا باید یك مؤمنی در مقابل مؤمن دیگر ...؟ اینها شوخی نیست اینها راههایی است كه بزرگان ...، ما با چشم خودمان دیدیم نه این كه شنیدیم.
یك مرتبه در منزل یكی از همین دوستان كه در مشهد روضه بود و از قضا من هم صحبت میكردم دهةعاشورا، بعد از صحبت كه ایشان آمدند پایین و حركت كردند در حیاط یكی آمد از همین غریبه ها هم بود آشنا نبود از طهران آمده بود كه ایشان را ببیند آمدیكدفعه در حیاط افتاد و پای ایشان را بوسید، ایشان آن قدر متأثر شدند كه با پا زدند نسبت به او و بلند گفتند این غلطها چیست كه میكنید؟ آخر این غلطها چیست كه دارید میكنید؟ این غلطها چیست كه میكنید؟ به این نحوه.

