اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

14309

عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی

29
  •  پس بنابراین این مسئله را ما باید همه مورد توجه قرار بدهیم. شنیده شده بعضی‌ها تصورات دیگری دارند از این مجالس و این مسائل و این ارتباطات و این موقعیت، این طور به نظر می‌رسد. خب گاهی اوقات برای انسان شبهه‌ای پیدا می‌شود این شبهه باید رفع شود. تمام افرادی كه در راه خدا هستند به قول و كلام و فرمایش بزرگان آنها مثل دندانه های یك شانه می‌مانند این مطلبی را كه خدمت شما عرض می‌كنم باید همه بپذیریم نه این كه فقط بگوییم بله بله درست است، نه باید بپذیریم و خود مرحوم والد رضوان اللَه علیه ایشان كه خب ولی‌الهی بود دیگر، موقعیت ایشان اصلا فرق می‌كرد، واللَه من شهادت می‌دهم و اعتراف می‌كنم الان، كه ایشان خودشان را با دوستان خودشان مثل دندانه های شانه می‌دیدند، دلیلش همین، همین هایی كه گفتم، واقعا می‌دیدند، منتهی از باب تكلیف و از باب مسئله‌تربیت و اینها، یك بحث جداگانه بود و خیلی هم در آن موارد سفت و محكم برخورد می‌كردند، در آن شكی نبود. ولی از نظر ارتباط نفسانی و دیدگاهی كه داشتند نسبت به افراد، دیدگاه واقعا یكسان بود. واقعا یكسان بود، هیچ تفاوت نمی‌كرد.

  •  همین رفیق ما دوست ما كه ما را آوردند در این جا، ایشان خودشان می‌گفتند یكدفعه رفتم در مشهد، رفتم زیارت. رفتم در منزل مرحوم آقا در زدم یا در نزدم، دیدم كه صدا می‌آید از بیرون، ظاهرا داشتند منزل را خراب می‌كردند و اصلاح می‌كردند حیاط و این چیزها را، نمی‌شد رفت. من در زدم یك مرتبه دیدم خود مرحوم آقا آمدند دم در، نگاه كردم دیدم حیاط خراب است و فلان و بیرون هم همان پله بود و چیز و اینها، یكدفعه آمدند بَه بَه سلام علیكم حال شما گفتند آقا تو كه نمی‌شود بیایید پس بیایید همین جا، همان جا گرفتند روی زمین نشستند، در كنار كوچه دم در ایشان نشستند و ما هم نشستیم و مرحوم آقا گرفت كنار ما نشست یك ساعت دِ بگو و دِ بخند و فلان این چیزها!