عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
39مطالبی است كه البته بنده به او هنوز نپرداختم و بعدا به طور گسترده نسبت به این مسئله تذكر میدهم. علی كل حال انشاءاللَه رؤیا رویای مبشره است و درست است و واقعیت انشاءاللَه داشته باشد. منتهی عرض كردم كه انسان نباید به این مطالب غرّه شود و فریب بخورد، آن مطلب دیگری است.
سؤال: مادرانی كه فرزندانی دارند كه شاگردان حضرت آقا هستند، گاه در ارتباط با فرزندان دچار مشكل برخوردی میشود گاه احساس میشود باید آنان را به حال خود گذاشت مخصوصا كه در سن بلوغ هستند، آیا این كار درست است یا باید ارتباط را بیشتر كرد و سعی در اصلاح ارتباط با آنان نمود؟
جواب: خب شما پاسخ خودتان رادادید دیگر، مسلم است دیگر. باید ارتباط بیشتر باشد انس بیشتر باشد. آن راهی كه از محبت باز میشود هیچ گاه با خشونت گشوده نخواهد شد و آن تأثیری را كه محبت میگذارد هیچ وقت آن تأثیر را خشونت و تندی نخواهد گذاشت. علی كل حال انسان باید با فرزندان خودش رفیق و همدل باشد و عملا كم كم كم كم .... یك وقتی مرحوم آقا یك شخصی را دعوت میكردند بعضی از سالها كه الان ایشان به رحمت خدا رفته است. فرد فاضلی بود و دعوت میكردند در ایام مختلفه و ایشان هم یك وضعیتی داشت كه غیر از اشتغال به همین روحانیت، ظاهرا به حقوق و وكالت و اینها اشتغال داشت و كیفیت لباس او یك قدری فرق میكرد ابتداءاً. ما میدیدیم كه ایشان اول ماه رمضان در وضعیتی آمده كه مثلا قبا نداشت یك همین لباس چیزی داشت و یك عبا و محاسنش هم خیلی مثلا كوتاه بود و كیفیت و اینها. و كم كم روز هشتم و دهم كه میشد لباسش تبدیل به قبا شد و یكخرده محاسن اضافه شد و حركات و رفتار و صحبت و اینها تغییر پیدا كرد. خب میفهمیدیم این قضیه از چیست؟ متوجه میشدیم كه نفس ارتباط با مرحوم آقا این قضیه را به این شكل درآورده است.

