عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
41واقع میتوانم بگویم بین ایشان و بین آقا واقع شد یك فردی بود كه از ارحام هم اتفاقا بود و خیلی فرد بیتربیتی بود و بی ادب و مزی السان یعنی زبانش زبان تند و خیلی الفاظ ركیكی به كار میبرد، ایشان خیلی ناراحت میشود فردا كه میرود بالای منبر شروع میكند صحبت كردن و بعد یكدفعه شروع میكند از آقا از مرحوم آقا یك مطالبی را میگوید كه شما نمیدانید این چه شخصیتی است این چه است این چه است، میگفت یك قضیه اتفاق نیفتاد تا به حال در این مدت كه من تمام كتب را ببینم و تمام مدارك را ببینم و ایشان نیاید ایراد بگیرد، وقتی كه از منبر میآیم پایین ایشان میگوید در فلان كتاب این را نوشته. بعد میگفت آخر این كم جان كندن نیست كم كار كردن نیست چه نیست چه نیست شروع كرد به گفتن و این مطالب و از جمله مطالبی كه ایشان گفت این بود كه میگفت ایشان یك فردی است كه این را من خودم دارم میگویم كسی كه همین قدر در كنار ایشان بنشیند متحول میشود دیگر نیاز نیست ایشان صحبت كند دیگر نیاز نیست برای او حرف بزند همین كه مینشیند كنار او این كم كم این آثار و میگفت خود بنده این را احساس كردم آدم رُكی هم بود بنده خدا، حالا دیگر به رحمت خدا رفته است، آدم ركی بود و میگفت كه من این را .... و انسان باید این گونه برخورد كند. علی كل حال مسئله باید جوری باشد كه یك نوع ارتباط متقابلی وجود داشته باشد و افراد تصور نكنند كه به واسطة این رعونت و ملاطفت و عطوبت به خواستهای خودشان رسیدند، به این نكته هم بایستی هم توجه شود.
سؤال: آیا در عالم ذر همسر انتخاب كردیم؟
جواب: چه عرض كنم از عالم ذر و همسریابی اطلاع ندارم كه در این دنیا منتظر آن باشیم. عرض كنم حضورتان كه آن چه كه در این عالم اتفاق میافتد حالا به صورت كلی عرض میكنم همه اینها در پرونده های ما ثبت شده است حتی آمدن شما در این جا آمدن بنده در این جا این صحبت ها، تمام این صحبتهای كه امروز بنده در این جا كردم و توجهاتی كه شما مبذول داشتید همه اینها ثبت شده و در دفتر هست. دلیل آن چیست؟ یك نفر كه مقداری چشمش باز باشد این قضیه و این صحنهو تمام این مطالب را قبلا در خواب یا مكاشفه ببیند. بنده در بسیاری از این جلسات عنوان بصری در بسیار كه حالا نه، در بعضی، زیاد اتفاق افتاده است زیاد اتفاق افتاده در جلسات عنوان بصری كه صحبت میكنم قبل از این كه بیایم و حرف بزنم بعضی ازدوستان مطالبی كه در آن جلسه است قبلا به من میگویند كه شما در این جلسه این مطالب را [میگویید،] چون من در مجالس عنوان بصری حتی تا صبح گاهی اوقات فكر نمیكنم، صبح بلند میشوم كه امروز راجع به چه مطلبی فرض كنید كه بیایم

