عبودیت، صداقت و حرّیت منهج اولیاء الهی
43[صحبت كنم] یا این كه در همان مجلس بعد [از سخنرانی] یا در جا [ی دیگر] میگویندآقا ما تمام این مطالب را دیده بودیم! خب از كجا دیدند؟ آن شخصی كه میآید شما این مطلب را در این جلسه خواهید گفت و حتی به او گفتم كه نه آقا! من در این فكر نیستم مطلب چیز دیگری است و بحث دیگری داریم انجام میدهیم، میگویند خیلی خب حالا خواهیم دید به هم میرسیم، به هر حال خواهید دید و میرسیم و میآیم یك مرتبه از وسط كلام صحبت به سمت دیگری انحراف پیدا میكند و این مطالب هم مطرح خواهد شد و راست هم میگویند و در بسیاری از این مجالس كه صحبت میكنم بنده، اول هیچ چیزی نداریم یعنی پیش فرضی نسبت به مطالبی كه گفته میشود ندارم یا این كه پیش فرضهایی دارم ولكن صحبت به نحوی پیش میآید كه مطلب به جای دیگری می رود و مسئله از جای دیگری سر درمیآورد.
خب تمام این مطالب اگر نباشد این از كجا فهمیده است؟ از كجا سردر میآورد؟ حتی صحبت، حتی افرادی كه در این جا هستند. افرادی كه فرض كنید كه خواب میبینند بر این كه هفتة دیگر این قضیه اتفاق میافتد این از كجا این مسئله روشن میشود؟ البته این مطالب را بنده انشاءاللَه در این تألیف اخیری كه ردّنظریه وحی و اینها هست در آن جا در قسمت علم و همین طور در قسمت وحی توضیح دادم به طور مفصل، انشاءاللَه دوستان این را خواهند دید.
مسئله ازدواج و اینها، بله همه اینها در عالم ذر نوشته شده و در آن جا هست و به اندازةسر سوزنی تخطی نمیشود كرد ولكن این دلیل نمیشود بر این كه انسان بگیرد و بنشیندو بگوید آن چه كه میخواهد اتفاق میافتد. همین حركت كردن انسان و رفتن و به دنبال معنا بودن، به دنبال كسب بودن، به دنبال تلاش بودن به دنبال همسر بودن، همین هم جزو آنهایی است كه نوشته شده است و باید باشد. التفات كردید! همین هم جزو آن است كه اگر این نباشد به آن هم انسان نخواهد رسید. پس این حركت و این تكاپو و این تلاشی كه انسان در این دنیا انجام میدهد اینها همه در راستای دقیقا آن مسائلی است كه در آن جا نوشته شده است و لا رطب و لایابس الا فی كتاب مبین كه هر تر و خشكی در كتاب مبین كه عبارت است از همان كتاب لوح محفوظ، در آن جا ثبت و ضبط است

