حقیقت معنای عزت و مراتب آن
12و تنها هم كه باشد این حالت عزت و مناعت را حفظ میكند یار داشته باشد برایش فرق نمیكند نداشته باشد تفاوت ندارد.
افرادی كه با حضرت حركت میكنند و میآیند دیگر آن جریانات مفصلی كه اتفاق میافتد هزار نفر با حضرت میآیند تمام به این عنوان كه این ها بیایند و حكومت را بگیرند و كوفه ادعای هماهنگی و بیعت با حضرت را میكند و حضرت قبول میكنند بعد یكییكی همه این ها میروند میبینند خبری نیست ردّ میشوند هر كی به همان میزان باوری كه در ذهنش نسبت به امام حسین علیهالسلام داشت یكی، دو درصد بود از همان مكه گذشتند، یكی، ده درصد بود دو فرسخ راه آمد بعد رفت، یكی، پانزده درصد بود یك مقداری دورتر، بالاخره آن هایی كه تا نود درصد و نودوپنج درصد هشتاد درصد اینها بودند دیگر اینها هی خودشان را كشاندند تا شب عاشورا حالا هشتاد درصد كه نه مثلا سی یا چهل یا پنجاه درصد بیشتر كه این طور نبودند تا شب عاشورا كشاندند شب عاشورا حضرت آن عزت و آن مناعت خود را كه فان العزی لله جمیعا هست دیگر حضرت همه را ریخت رو، تمام را آمد برای افراد روشن كرد یك نفر اگر با من بماند فردا كشته خواهد شد میخواهید همه را الان نشانتان میدهم چه طوری كشته خواهید شد چه طوری به زمین خواهید افتاد چه مسائلی بر شما اتفاق خواهد افتاد، تمام این ها را خواهم گفت و آنها هم فهمیدند كه مساله جدی است و امام حسین علیهالسلام هم با كسی شوخی ندارد و حرف كه میزند واقع است یعنی حضرت آن جا برای همه افراد گفتند كه من حداقل از امامت را یك علم غیب كه دارم، این را كه دارم به شما میگویم عادی هم همین بود چند صدهزار نفر با سیهزار نفر چه كار میخواهند بكنند؟ در همان حمله اول تیراندازان در صبح، سی نفر افتادند، در همان حمله اول كه یك تیراندازی كرد از طرف عمرسعد به طرف اصحاب امام حسین علیهالسلام همان لحظه اول سی نفر افتادند مگر چه قدر میماند یكی یك سنگ هم بزنند میافتند دیگر.

