اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

15953
نسخه عربی

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

16
  •  متولد شده بود.

  •  خب این جریانی كه واقعا پیش آمد چه موقعیتی برای افراد باقی می‌گذارد اصلا دیگر روحیه نمی‌گذارد ولی شما نگاه می‌كنید می‌بینید وقتی وارد مجلس یزید می‌شود آن چنان این با صلابت وارد می‌شود آن می‌خواهد با آن صف‌آرایی كه كرده امرای لشكر و افراد آمدند دست به سینه ایستادند همه با شمشیر و نیزه ایستادند خودش هم در آن جا یك تختی نشسته بر مسند و نمی‌دانم تشت و سر سیدالشهداء علیه السلام را هم گذاشتند بیایید نگاه كنید عزت من را ببینید مگر شما نمی‌گویید ما اولاد پیغمبریم حالا چه كسی برتری پیدا كرد این تشت و این هم سر پسر پیغمبر و این هم وضعیت شما ولی اصلا حضرت زینب یك نهیبی أمن العدل یا بن الطلقاء تحدیریك حرائك و إمتئك و سوقك بنات رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله سبایا1 یا این كه‌ (وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ)2 خواهید دید كه در روز قیامت چه كسی جلوست چه كسی عقب است یزید دید ای بابا ما آمدیم این همه زور زدیم این همه لشگر فرستادیم این همه افراد خودمان را به كشتن دادیم چه كردیم كه شخصیت و موقعیت این ها را بكوبیم این ها چی شدند؟ ابدا ابدا چرا؟ حضرت زینب عزیز است به عزت خدا این بدبخت بی چاره خیال می‌كند عزیز است [به ذلت دنیایی‌]، این عزیز است به ذلت الهی، ذلت الهی او را عزیز ظاهری كرده ولی آن چه كه در حضرت زینب و در سایر افراد و در امام سجاد علیه السلام بوده عزت الهی بوده من در مدینه كه بودم خدا را داشتم در مكه كه آمدم خدا را داشتم در كربلا كه حضور داشتم خدا را داشتم در طول سفر در غل و زنجیر بودم خدا را داشتم الان هم خدا را دارم هیچ تفاوتی نكرده، ببینید این را می‌گویند عزت، عزت یعنی احساسی كه برای انسان حاصل می‌شود كه آن احساس بر اصل و حقیقت و واقع مبتنی است كه آن واقع عبارت است از همان موجود و مبدأ حی قیوم كه تمام عالم هستی در اختیار اوست، او را ما داریم حالا ما دل‌خوش كنیم به یكی كه پشت میز نشسته خب بابا یك كبریت بگذاری زیرش آتش گرفته یك كبریت بگذارید زیر صندلی خود صندلی با آقا دود می‌شوند حالا این عزت شد؟ با یك دوتا انتخابات آقا می‌رود كنار یكی دیگر به جایش می‌آید این عزت شد؟ با یك صحبت و یك دانه كاغذی كه ده‌شاهی هم قیمت ندارد خب شاید قیمت داشته باشد الان قیمت دارد یك كاغذی كه با یك امضایی كه می‌شود می‌رود كنار در خانه می‌نشیند باید بنشیند با خانم سبزی و عدس پاك كند تا حالا فلان كار و فلان كار را انجام می‌داده رتق و فتق و ما این هستیم و ما آن هستیم.

    1. ١- اللهوف ص ١٨٢
    2. ٢- سورة (٢٦) الشعرا ذيل آيه ٢٢٧