اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

15953

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

20
  •  مجلس عزت وجود ندارد در این جا ذلت است تهی است خالی و بی‌محتوا بودن است به هر وسیله‌ای دست‌انداختن است و برای غلبه بر حریف از هر راهی استفاده بردن است این مال این است آن طرف مساله را نگاه كنید آقای حداد را نگاه كنید نشسته سرجایش روی تشكش می‌خندد به تمام این ها می‌خندد به تمام اینهایی كه تا به حال برایش نامه می‌فرستادند كربلا می‌آمدند برای زیارت در منزلش می‌آمدند شبهای جمعه در منزلشان دعای كمیل می‌خواندند نمی‌دانم در شب عرفه در همین منزل می‌آمدند دعای عرفه می‌خواندند می‌رفتند و می‌آمدند و الان می‌آیند كربلا و می‌روند و منزل ایشان نمی‌آیند می‌گویند آقا ما فلانی را در حرم دیدیم این جا نیامد؟ ایشان می‌گویند نه نیامد فلانی را از تهران آمده در حرم دیدیم نیامده؟ نه نیامده، حالا ما باشیم چرا عجب برویم دنبال چی شده مگر ما چه كار كردیم ولی ایشان همین طوری نیامده بلند می‌شود كارش را انجام می‌دهد دومی نیامده سومی نیامده چهارمی نیامده چلهمی نیامده، نیامده كه نیامده این جا را ببینید كه وقتی آن شخص از ایشان سوال می‌كند كه سیدمحمدحسین میان آن ها دوستانی دارد (مرحوم آقا) و ما نگران این هستیم كه ارتباط آقاسیدمحمدحسین با آن افراد موجب تزلزل او بشود وقتی نگران است ایشان یك خنده‌ای می‌كند می‌گوید سیدمحمدحسین كوه است او كه به این بادها به لرزه درنمی‌آید بعد آن مقام عزت الهی را نشان می‌دهد می‌گوید او هم رفت كه رفت، ببینید اصلا در حالی كه مرحوم آقای حداد می‌توانم قسم بخورم در آن موقع روی تنها كسی كه فكر می‌كرد و با او ارتباط وثیق داشت و به عنوان پشت و پناه خودش به حسب ظاهر مدّ نظر داشت مرحوم والد بود، البته خب مرحوم والد سنشان زیاد كه نبود حدود سی و پنج سالگی بین سی و پنج و چهل و اینها بودند در آن زمانی كه این قضایا اتفاق افتاد بعد ایشان می‌فرماید سیدمحمدحسین هم رفت كه رفت ما خدا را داریم ما در سر جای خود نشستیم او هم می‌خواهد برو برود تو هم می‌خواهی بروی برو حالا او نگفته می‌خواهی برو من می‌گویم تو هم می‌خواهی بروی برو این می‌شود چی؟ می‌شود عزت الهی این دیگر احساس ذلت نفس نمی‌كند تا برود دروغ ببندد چه نیازی به دروغ دارد؟ این دیگر احساس خلاء نمی‌كند تا برود تهمت بزند با تهمت طرف را برگرداند كه در افكارش تجدیدنظر و فكر بكند این دیگر نیازی به تشكیل جلسه تا دو بعد از نصف شب ندارد كه افراد را جمع كند به آن ها خط و خطوط و نقشه‌ها و برنامه‌ها را بخواهد مطرح بكند نشسته سرجا و می‌خندد ما خدا را داریم امروز می‌گذرد فردا می‌آید فردا می‌گذرد پس فردا می‌آید تو هم كه داری این حرف را می‌زنی تو هم بلند شو برو درست، لذا مرحوم آقا می‌فرمودند در روح مجرد اگر این روح مجرد را كلمه به كلمه بخوانید نه پاراگراف به پاراگراف كلمه به كلمه ببینید ایشان در انتخاب این كلمات چه اهدافی را پیگیری می‌كردند ایشان می‌فرمایند او عزیز بود به عزت الهی این خیلی عجیب است یعنی او