اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

15953

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

26
  •  همه این ها ناشی از این می‌شود كه ما در بی‌خبری از این نكته و مساله قرار داریم كه برای ما هیچ فرقی نمی‌كند حالا مردی ببیند نبیند با مردی صحبت بكنیم حالا چیزی نشده طوری نشده احساسی نكردیم دیگر نمی‌دانیم این كه ما الان احساس نمی‌كنیم چون بیمار و مریض هستیم احساس نمی‌كنیم چون بی‌هوش هستیم یك آدمی را وقتی می‌خواهند عملش بكنند بیهوشش می‌كنند یا حداقل سرش می‌كنند سرّ موضعی می‌كنند آن قسمت را بعد چاقو می‌زنند وقتی كه سرّ می‌كنند حتی شما چاقو زدن را احساس نمی‌كنید كه كی چاقو خورد و كی تمام شد و سوزن خوردن را شما احساس نمی‌كنید كه دارد بخیه انجام می‌شود كه این را انسان احساس نمی‌كند این هم همین طور است ولی وقتی این سر برطرف شد وقتی این بی‌هوشی از بین رفت و انسان به هوش آمد آن موقع فریادش به هوا می‌رود چرا فریادش به هوا می‌رود؟ چون تازه متنبه شد، تازه زنگ خطر به صدا درآمد كه چه بر سر او آوردند، چاقو برداشتند به كجایش زدند كجا را قطع كردند كجا را بخیه كردند چه مسائلی اتفاق افتاده؟

  •  انسانی كه در راه خدا حركت نمی‌كند ربات است، دیروز عرض كردم ربات است ربات هركاری بهش بگویید می‌كند از این رباتها هستند كه درش باطری می‌گذارند و كنترل می‌كنند مجسمه است خم می‌شود ركوع می‌كند بلند می‌شود به سجده می‌رود دوباره كلید را می‌زنی می‌نشیند حتی یك نواری درش می‌گذاریم صحبت می‌كند ولی اگر شخصی نبیند خیال می‌كند ...

  •  ما یك وقتی در یك جا دعوت داشتیم دعوت افطار بود یك مرتبه من دیدم یك بچه‌ای تقریبا سنش می‌خورد به ده یا دوازده ساله صحبت می‌كند من گرسنه‌ام چرا بهم غذا نمی‌دهید چرا دیر كردید چرا سفره را پهن نمی‌كنید گفتم این كی است این جا؟ به ما خندیدن و نگفتند آخر گفتند پشت سر را نگاه كن پشت سر را نگاه كردم دیدم یك مرغ است یك مرغ نمی‌دانم اسمش چی بود از این مرغهای سیاه بود و نوك قرمز داشت این آن جا دارد حرف می‌زند و یك چیزهای دیگر هم می‌گفت از این چیزهایی كه یادش می‌دهند من متوجه نشدم كه این مرغ و حیوان است و مثل یك پسربچه ده یا دوازده ساله داشت صحبت می‌كرد چرا سفره را پهن نمی‌كنید چرا غذا نمی‌آورید من گرسنه‌ام بعد می‌گفت می‌زنمتان اگر نیاورید تهدید به كتك هم می‌كرد بعد ما نگاه كردیم دیدیم ایشان تشریف دارند، حالا شما اگر نبینید خیال می‌كنید چی است؟ خیال می‌كنید یك بچه است و دارد صحبت می‌كند این ربات هم وقتی صحبت می‌كند وقتی آن نواری كه دارد به صدا درمی‌آید ما خیال می‌كنیم انسان است این انسان، انسان نیست، شبه انسان است حركات انسان را در می‌آورد رفتار او رفتار انسان است ولی مغز و حقیقت و فكر ندارد. ربات، فكر ندارد فكر نمی‌كند این اعمالی را كه انجام می‌دهد از روی اراده و اختیار این ها را انجام نمی‌دهد این می‌شود چی؟ می‌شود مجسمه ما نگاهش و بی‌توجه ردّ می‌شویم و توجه نمی‌كنیم.