حقیقت معنای عزت و مراتب آن
30دیگر مشكل نداریم چه جهتی است؟ آخر ما كه نمیتوانیم آن چه را كه خدا در ما قرار داده از بین ببریم، من مثل شما و شما مثل من و ما مثل بقیه تفاوتی نداریم همه ما از غرائض یكسان برخورداریم، همه ما از صفات و اندوختههای یكسان برقراریم، آن ها را باید اصلاح كنیم در راه صحیح به كار ببریم تا آن ها را به فعلیت و نتیجه برسانیم انجام ندهیم باختیم و میافتیم و به مسائل و به مطالب دیگر كشیده میشویم، من وقتی كه میگویم تلفن منزلتان زنگ میزند تا گوشی را برمیدارید میفهمید یك مرد است بگذارید زمین نگاه نكنید كه این چه كسی است چون میدانم چه مسائلی بعد از این اتفاق خواهد افتاد، این آقا مال هزاروچهارصدسال پیش است! این آقا حرفهای عهد دقیانوس را میزند! نه، انجام بدهید، مسالهای نیست، بكنید، نتایجش را ببینید، كه البته میبینیم! میبینیم كه به چه مسائلی مبتلا میشویم و در این قضیه دیگر بین یهودی و نصرانی فرقی نمیكند دیگر بین مسلمان و شیعه فرقی نمیكند دیگر بین سالك و غیرسالك فرقی نمیكند، دیگر آخرین مطلب را گفتم چرا؟ چون همان غریضهای كه در یهود و نصارای است همان در ما هست همان مسائلی كه در آن جا هست همان مسائل در ما هست، همان خواستهای كه در آنها هست در ما هم هست، فرقش این است به ما گفتند كنترل كن به او گفتند نه برو هر كاری خواستی بكن مسالهای و مشكلی ندارد.
این حالتی كه برای انسان حاصل میشود بواسطه سلوك، سلوك میگوید در این جا انجام بده در آن جا نده، با این حرف بزن با او حرف نزن، این جا برو آن جا نرو، این جا بنشین آن جا نشین، همینسفرههای مختلطی كه امروزه میگویند این حرفها از كجا درآمده شاهد عینی برای خود بنده گفت كه من عمداً بر سر یك سفره مختلط نشستم دیدم مردهای كه در سر آن سفره هستند به همهجا نگاه میكنند غیر از غذایشان، خودش برای من این مساله را گفت آن وقت میگویند آقا این حرفها را از كجا درآوردی بنشینیم و خوش باشیم، این بدش میآید آن خوشش میآید و داریم غذا میخوریم، كاری نمیخواهیم بكنیم نه میخواهید ....

