حقیقت معنای عزت و مراتب آن
36راست میگوییم همینجا هستم و قرصها را نمیخورم خب میگویند آدم احمقی هستی، یا مثلا اگر وباییمیآید واكسن نزنم بگویم مرد آن كسی است كه در مقابل وبا بایستد ودر مقابل جزامی بایستد و هیچ طوریش نشود میگویند این آدم دیوانه است از نظر پزشكی و بهداشت به این دیوانه میگویند مردانگی و انسانیت و شجاعت نمیگویند، میگویند جنون و این دیوانه است.
اگر من در یك وضعیتی بودم كه بله بودن در این جا و در این مكان با رفتن در جایی دیگر برای من تفاوتی نداشت آن موقع من این سخن را نمیگفتم صحبت من الان در شرایطی است كه من در آن شرایط زندگی میكنم حیات دارم نمازی كه در آن جا میخوانم با نمازی كه در این جا میخوانم فرق میكند قرآنی كه در آن جا میخوانم هردو قرآن یكی است هردو نماز یكی است ولی آن نماز با این نماز زمین تا آسمان فرق میكند، آن قرآن با این قرآن تفاوت میكند این مال چی است؟ این مال همین است.
لذا مرحوم آقا میفرمودند: سكونت در بلاد كفر حرام است مال این است به خاطر همین است من كه هنوز در راه هستم و حركت نكردم و هنوز آن مراتب استعداد من به فعلیت نرسیده و واكسینه نشدهام نسبت به پدیدهها و فضا و جوّ و محیطی كه در آن جا هست و قطعا این مطالب در من و روح من و نفس من تأثیر میگذارم من دیگر نمیتوانم بگویم مرد و مردانگی آن كسی است كه برود آن جا و الا بودن در این جا هنر نیست شما به آن مرتبه برس هرجا خواستی بیاجازه من دیگر برو، شما برس اشكال ندارد ولی اگر نرسیدی و رفتی و به هلاكت افتادی لا تَلُومَنَّ إلّا نَفسَك خودت را دیگر ملامت كن چرا؟ چون گفتند نرو.
این هایی كه عرض میكنم تجربههایی است كه برای خود بنده پیش آمده این طور نیست كه در كتاب خوانده باشم اتفاقا در سفری كه پارسال بنده داشتم در بعضی كشورها این قضیه یادم است شب آخری كه بودیم در همین شهرها من رو كردم گفتم كه این نتیجهای كه برای ما در این بود میخواستم بپرسم ببینم حال و هوایشان چه طور است به اصطلاح چه نظری دارند چه برداشتی از این مساله كردید؟ همه بالاتفاق گفتند، كه یك روز بودن در كشور خودمان در ایران را به تمام اینها و زرق و برقها و .... نمیدهیم گفتم حالا فهمیدید كه پدرم وقتی میگفت كه در این جا نباید باشید مال چی است؟ مال همین است خب حالا فرض كنید این حرف را خیلیها میگویند خب ما این نماز را آن جا هم میخواندیم این روزه را هم میگیریم خب ما آن جا قرآن هم میخوانیم فوقش موقع حج هم شد حجمان را هم انجام میدهیم وجوهاتمان را هم و خمس و این ها را هم حساب میكنیم خب دیگر مسالهای نداریم بله شما مسالهندارید چون شما مریضید چون شما بیهوشی میگویی مساله ندارم ولی منی كه احساس میكنم ناقصم و نیاز به تربیت و مراقبت دارم، من میفهمم كه بین این جا و بین آن جا زمین تا آسمان فاصله

