حقیقت معنای عزت و مراتب آن
38است، آن جا انسان نماز را میخواند ولی مثل ربات نماز میخواند، نفس میكشد اكسیژنی كه در آن جا هست از اكسیژنی كه در این تهران آلوده، كه من هر وقت میآییم سردرد میگیرم الحمدلله ما قم هستیم و از این یك نعمت برخورداریم كه دیگر فضای آلوده مصرف نمیكنیم اكسیژنی كه فرض كنید دو ساعت من یادم است كه در یك روز عصر من حركت و راهپیمایی كردم به مقدار بیست دقیقه این قدر برایم فضا بود ولی نَفَس كه میكشد انگار این نفس آلوده و مسموم است فضا آلوده و مسموم است فضا فضایی است كه نمیخورد با كسی كه میخواهد در حركت باشد جور درنمیآید فضایی كه با كسی كه میخواهد خودش را معالجه كند جور در نمیآید در حالی كه بقیه میروند و میگویند آن جا نماز میخوانیم این جا هم میخوانیم آنجا قرآن میخوانیم اینجا هم میخوانیم مشكلی نیست این مال چی است؟ این مال این مساله است كه آن حالتی را كه باید ما مورد توجه قرار بدهیم از آن حالت غفلت شده از آن حالت دیگر مساله بیرون آمده.
بنابراین در مساله سلوك، سلوك آن عزت و شرافت و كرامتی را به انسان میدهد كه لازمه او این است كه انسان چشم از همه چیز میبندد از دنیا و اعتبارات میبندد، از اتكا به این و آن میبندد، از غنی شدن میبندد، از ریاست رسیدن میبندد، میفهمد به یكی از این چیزها رسیدن یعنی چی؟ دیگر امروزه این مسائل برای همه روشن است نیازی به صحبت ندارد این قضایا دیگر روشن است از رسیدن به حطام دنیا میبندد وقتی كه انسان در مكتب اولیاء الهی قرار بگیرد میبیند مكتب آن ها مكتب عزت و مناعت است مكتب شرافت است فقط خدا و رضای خدا را میبینند به هیچ چیز دیگر توجه ندارند و این را به عنوان یك امر حیاتی و ناموس برای خودشان میدانند.

