حقیقت معنای عزت و مراتب آن
42راه خودش باشد آن چه را كه دارد برای خودش باشد.
یكی از مطالبی را كه مرحوم آقا این همه اصرار داشتند افشای سرّ بود، سرّ را فاش نكنید حالی كه به دست آوردید برای كسی دیگر نگویید حتی برای رفیقتان هم كه احتمال میدهید شاید نتواند تحمل كند نباید به آن ها بگویید درست، آن وقت ما حالا میبینیم انگار همه افراد مسولیت پیدا كردند بگویند این طرف و آن طرف و بالا نه آقا این خبرها نیست، خیال نكنید حالا كسی اگر در راه عرفای الهی و اولیاء بزرگوار قدم نگذارد راه آنها [اولیا وعرفا] بیمشتری و بیصاحب و بیراهرو میماند نه خدای برای او هم افرادی را خلق كرده و خلق خواهد كرد و یك مرتبه میبینید از یك خانوادهای كه هفت یا هشت نفر هستند یكی شان میآید هشتتا مسخره میكنند یكی شان میآید از خانوادهای كه همه آنها بیحجاب و غیرمحجبه و چه و چه هستند یكی شان میآید عفیف، نجیب، باحیا، باشرم، با عفت با صدق است مادر بیحجاب است بنده اطلاع دارم از افرادی كه مادر بیحجاب است به نحو ركیك نه بیحجاب عادی ولی دختر حجابی دارد كه حتی چشمش را هم كسی نمیبیند و میگوید اگر من بخواهم غیر از این باشم همه چیزم به هم میریزد، دروغ نمیگوید شوخی نمیكند واقعیت را در دل خودش و در نفس خودش احساس كرده، از آن طرف هم هست مادر آن طور ولی دختر نه، بیبندوبار ولنگ و باز وسر به هوا خدا انشاءاللَه همه را هدایت كند وبه راه بیاورد باید همیشه انسان خیر و دعا را برای دیگران بخواهد.
پس بنابراین دستوری كه بزرگان میدادند این بود، همیشه كاری كنید كه فقط خودتان از كارتان اطلاع داشته باشید، لازم نیست كه دیگران خبر داشته باشند افراد عادی خبر داشته باشند، مساله آن مقداری كه قابل برای طرح هست طرح میشود آن مقداری كه قابل برای نشر هست نشر میشود.

