حقیقت معنای عزت و مراتب آن
48یك وقت من دیدم ایشان در همین پیچ شمیران كه بودیم در آن زمانی كه ما منزلمان در پیچ شمیران بود داشتیم میرفتیم مسجد، یكی از افراد آمده بود تازه آشنا شده بود بنده خدا اطلاعی نداشت یك دفعه نمیدانم چی شد یك حالی برایش پیدا شد جوانی بود خیلی صاف و این ها یك دفعه كنار چهارراه هدایت افتاد روی پای ایشان، حالی برای ایشان پیدا شد دیگر بهش رحم كردند اگر بزنند این قضیه به بیمارستان نمیرسد حالی برای ایشان پیدا شد دیدم رنگ ایشان سفید شد حال تهوع نشستند كنار و نتوانستند مسجد بروند، این ها شعبده نیست، نتوانست ایشان مسجد برود ده دقیقه یك ربع نشست حالش یك مقداری جا آمد بلند شد كمكم حركت كرد، یك ربع به تأخیر افتاد آن یك مربی آن آقایی هم كه مثل شترمرغ دم صحن ایستاده و از دو متری خودشان را پرت میكنند روی پا و آن همین طور میایستد آن هم یك مربی است، آن را بهش میگویند درویشبازی و كلك و حقهبازی، این را بهش میگویند هدایت و ارشاد.
یك قضیه دیگری به شما گفتم در این جریانی كه برای خدا رحمت كند مرحوم آیتاللَه سیدعلیلواسانی خیال میكنم در همین مجلس بود ظاهرا برایتان گفتم این سه مورد بود كه من از ایشان در زمان حیات ایشان یاد دارم كه خلاصه یك چنین قضیهای برایشان اتفاق افتاد پدر ما این طور بود اهل دكان نبود هرچی هست امام رضا علیهالسلام هست و غیر از امام رضا علیهالسلام كسی نیست و غیر از امام رضا علیهالسلام همه صفرند! همه در این آستانه محوند و نباید به آن ها توجه بشود و نباید به آنها نظر بشود، بله، از آن جایی كه این مرد مرد الهی و ولی خدا و عارف باللَه است و جزو حریم امام رضا علیهالسلام قرار گرفته خب انسان وقتی كه حال داشته باشد میرود زیارت میكند سر قبرش مینشیند نیم ساعت هم خواست بنشیند، بنشیند منتهی حق دیگران را نباید بگیرد مزاحم دیگران نباید بشود و باید نوبت را به دیگران بدهند و یك فاتحه بخوانند قل هو اللَه انا انزلناه و بیاید و برود.

