
حقیقت معنای عزت و مراتب آن
موضوع:بیاناتی پیرامون آیه شریفه(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 1 تفسیرآیه شریفۀ(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 2 توضیحی راجع به معنای عزّت و مراتب آن و اختصاص این حقیقت به پروردگار متعال. 3 ذکر شمّه ای از سیاست زیرکانه معاویه در محوکردن جایگاه والای امیرالمومنین علیه السلام. 4 انکار برخی از مسلمات تاریخی شیعه و اهل تسنن توسط برخی از علماء ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره اسلام و تشیع می باشد. 5 ذکر روایتی از امام صادق علیه السلام در ارتباط با به شهادت رسیدن پیامبراکرم صلوات اللَه علیه. 6 از جمله وقایع مسلم تاریخی بین شیعه و سنی قضیه قلم و قرطاس و مخالفت خلیفه ثانی با کتابت پیامبراکرم در لحظات آخر عمر می باشد. 7 با وجود تلاش بی حدّ و حصر بنی امیه در محو آثار و فضائل اهل بیت روز به روز به عزّت و علو جایگاه ایشان افزوده می شود. 8 کیفیت عملکرد سید الشهداء علیه السلام قبل از واقعه کربلا و روز عاشورا حاکی از تجلّی تام حقیقت عزت پروردگار در وجود حضرت می کند. 9 توضیحی پیرامون عزت و مناعت طبع حضرت زینب سلام اللَه علیها در قبال یزید و دربار او. 10 عملکرد و منش مرحوم حداد رضوان اللَه در قبال فتنه ایجاد شده پس از رحلت مرحوم انصاری حاکی از تحقق عزت الهی در نفس ایشان می کند. 11 اهمیت جایگاه مسئله عزت نفس در حرکت و مسیر سلوک الی اللَه. 12 ذکر حکایتی از مرحوم حاج آقا معین شیرازی در ارتباط با حجاب. 13 تبیین برخی از آثار سوء نفسانی ارتباط زن نامحرم با مرد اجنبی حتی بدون صحبت کردن. 14 توضیحی پیرامون اینکه چرا افراد آثار سوء نفسانی و کدورتهای امور نا صحیح و خلاف شرع را ادراک نمی کنند.
حقیقت معنای عزت و مراتب آن
توضیحات:
موضوع:بیاناتی پیرامون آیه شریفه(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 1 تفسیرآیه شریفۀ(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 2 توضیحی راجع به معنای عزّت و مراتب آن و اختصاص این حقیقت به پروردگار متعال. 3 ذکر شمّه ای از سیاست زیرکانه معاویه در محوکردن جایگاه والای امیرالمومنین علیه السلام. 4 انکار برخی از مسلمات تاریخی شیعه و اهل تسنن توسط برخی از علماء ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره اسلام و تشیع می باشد. 5 ذکر روایتی از امام صادق علیه السلام در ارتباط با به شهادت رسیدن پیامبراکرم صلوات اللَه علیه. 6 از جمله وقایع مسلم تاریخی بین شیعه و سنی قضیه قلم و قرطاس و مخالفت خلیفه ثانی با کتابت پیامبراکرم در لحظات آخر عمر می باشد. 7 با وجود تلاش بی حدّ و حصر بنی امیه در محو آثار و فضائل اهل بیت روز به روز به عزّت و علو جایگاه ایشان افزوده می شود. 8 کیفیت عملکرد سید الشهداء علیه السلام قبل از واقعه کربلا و روز عاشورا حاکی از تجلّی تام حقیقت عزت پروردگار در وجود حضرت می کند. 9 توضیحی پیرامون عزت و مناعت طبع حضرت زینب سلام اللَه علیها در قبال یزید و دربار او. 10 عملکرد و منش مرحوم حداد رضوان اللَه در قبال فتنه ایجاد شده پس از رحلت مرحوم انصاری حاکی از تحقق عزت الهی در نفس ایشان می کند. 11 اهمیت جایگاه مسئله عزت نفس در حرکت و مسیر سلوک الی اللَه. 12 ذکر حکایتی از مرحوم حاج آقا معین شیرازی در ارتباط با حجاب. 13 تبیین برخی از آثار سوء نفسانی ارتباط زن نامحرم با مرد اجنبی حتی بدون صحبت کردن. 14 توضیحی پیرامون اینکه چرا افراد آثار سوء نفسانی و کدورتهای امور نا صحیح و خلاف شرع را ادراک نمی کنند.
حقیقت معنای عزت و مراتب آن
13در این روح مجرد دوستان خواندهاند وقتی كه آن قضایایی كه بعد از مرحوم آقای انصاری پیش آمد و یكی یكی افراد رفتند و بعضی از شیاطین واقعا من اسم آنها را شیاطین میگذارم آمدند و افراد را كنار زدند و بنده در آن زمان ها یادم هست كه با تشكیل مجالسی و تهمتزدنهایی و غیبتهایی هی سعی در سستشدن عقاید و افكار میكردند، آن موقع من تقریبا حدود سنم هفت یا هشت سال بود ولی كاملا این مسائل و جریانات در ذهنم هست و من در همان زمان با همان هفت یا هشت سالگی تعجب میكردم وقتی كه حال و هوای این ها و مجلس شان را و كیفیت صحبتشان را میدیدم با همان دوران طفولیت و صبابت خودم نمیتوانستم كارهای آنها را بپسندم و تعجب میكردم كه افرادی كه دم از خدا میزنند این چه حركاتی است كه از آن ها سر میزند و این چه صحبتهایی است كه میشود، چرا این قدر سبك و توخالی و تهی این مسائل انجام میشود. این برای چی است؟ برای این است كه در این مجلس عزت وجود ندارد در این جا ذلت است تهی است خالی و بیمحتوا بودن است به هر وسیلهای دستانداختن است و برای غلبه بر حریف از هر راهی استفاده بردن است این مال این است آن طرف مساله را نگاه كنید آقای حداد را نگاه كنید نشسته سرجایش روی تشكش میخندد به تمام این ها میخندد به تمام اینهایی كه تا به حال برایش نامه میفرستادند كربلا میآمدند برای زیارت در منزلش میآمدند شبهای جمعه در منزلشان دعای كمیل میخواندند نمیدانم در شب عرفه در همین منزل میآمدند دعای عرفه میخواندند میرفتند و میآمدند و الان میآیند كربلا و میروند و منزل ایشان نمیآیند میگویند آقا ما فلانی را در حرم دیدیم این جا نیامد؟ ایشان میگویند نه نیامد فلانی را از تهران آمده در حرم دیدیم نیامده؟ نه نیامده، حالا ما باشیم چرا عجب برویم دنبال چی شده مگر ما چه كار كردیم ولی ایشان همین طوری نیامده بلند میشود كارش را انجام میدهد دومی نیامده سومی نیامده چهارمی نیامده چلهمی نیامده، نیامده كه نیامده این جا را ببینید كه وقتی آن شخص از ایشان سوال میكند كه سیدمحمدحسین میان آن ها دوستانی دارد (مرحوم آقا) و ما نگران این هستیم كه ارتباط آقاسیدمحمدحسین با آن افراد موجب تزلزل او بشود وقتی نگران است ایشان یك خندهای میكند میگوید سیدمحمدحسین كوه است او كه به این بادها به لرزه درنمیآید بعد آن مقام عزت الهی را نشان میدهد میگوید او هم رفت كه رفت، ببینید اصلا در حالی كه مرحوم آقای حداد میتوانم قسم بخورم در آن موقع روی تنها كسی كه فكر میكرد و با او ارتباط وثیق داشت و به عنوان پشت و پناه خودش به حسب ظاهر مدّ نظر داشت مرحوم والد بود، البته خب مرحوم والد سنشان زیاد كه نبود حدود سی و پنج سالگی بین سی و پنج و چهل و اینها بودند در آن زمانی كه این قضایا اتفاق افتاد بعد ایشان میفرماید سیدمحمدحسین هم رفت كه رفت ما خدا را داریم ما در سر جای خود نشستیم او هم میخواهد برو برود تو هم میخواهی بروی برو حالا او نگفته میخواهی برو من میگویم تو هم میخواهی بروی برو این میشود چی؟ میشود عزت الهی این دیگر احساس ذلت نفس نمیكند تا برود دروغ ببندد چه نیازی به دروغ دارد؟ این دیگر احساس خلاء نمیكند تا برود تهمت بزند با تهمت طرف را برگرداند كه در افكارش تجدیدنظر و فكر بكند این دیگر نیازی به تشكیل جلسه تا دو بعد از نصف شب ندارد كه افراد را جمع كند به آن ها خط و خطوط و نقشهها و برنامهها را بخواهد مطرح بكند نشسته سرجا و میخندد ما خدا را داریم امروز میگذرد فردا میآید فردا میگذرد پس فردا میآید تو هم كه داری این حرف را میزنی تو هم بلند شو برو درست، لذا مرحوم آقا میفرمودند در روح مجرد اگر این روح مجرد را كلمه به كلمه بخوانید نه پاراگراف به پاراگراف كلمه به كلمه ببینید ایشان در انتخاب این كلمات چه اهدافی را پیگیری میكردند ایشان میفرمایند او عزیز بود به عزت الهی این خیلی عجیب است یعنی او دیگر به عزت خدا كه فان العزی لله جمیعا او در مصدر و مبدأ و منشاء عزت خود را غرق كرده بود یعنی غرقه دریای عزت الهی شده بود یعنی چی؟ یعنی یك اقیانوس را من دارم تو از یك جرعه آب مرا میترسانی؟ تو از یك لیوان مرا میترسانی؟ حالا یك لیوان فرض كنید كنار ساحل شما بگذارید و به دریا بگوئید تو باید سرتعظیم در مقابل من فرود بیاوری تا این یك لیوان را بریزم رویت میگوید برو بابا رودخانه رودخانه دارد از من میرود طوری نیست حال بخواهم سر تعظیم به یك انگشتانه و به یك استكان فرود بیاورم؟
