اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع:بیاناتی پیرامون آیه شریفه(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 1 تفسیرآیه شریفۀ(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 2 توضیحی راجع به معنای عزّت و مراتب آن و اختصاص این حقیقت به پروردگار متعال. 3 ذکر شمّه ای از سیاست زیرکانه معاویه در محوکردن جایگاه والای امیرالمومنین علیه السلام. 4 انکار برخی از مسلمات تاریخی شیعه و اهل تسنن توسط برخی از علماء ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره اسلام و تشیع می باشد. 5 ذکر روایتی از امام صادق علیه السلام در ارتباط با به شهادت رسیدن پیامبراکرم صلوات اللَه علیه. 6 از جمله وقایع مسلم تاریخی بین شیعه و سنی قضیه قلم و قرطاس و مخالفت خلیفه ثانی با کتابت پیامبراکرم در لحظات آخر عمر می باشد. 7 با وجود تلاش بی حدّ و حصر بنی امیه در محو آثار و فضائل اهل بیت روز به روز به عزّت و علو جایگاه ایشان افزوده می شود. 8 کیفیت عملکرد سید الشهداء علیه السلام قبل از واقعه کربلا و روز عاشورا حاکی از تجلّی تام حقیقت عزت پروردگار در وجود حضرت می کند. 9 توضیحی پیرامون عزت و مناعت طبع حضرت زینب سلام اللَه علیها در قبال یزید و دربار او. 10 عملکرد و منش مرحوم حداد رضوان اللَه در قبال فتنه ایجاد شده پس از رحلت مرحوم انصاری حاکی از تحقق عزت الهی در نفس ایشان می کند. 11 اهمیت جایگاه مسئله عزت نفس در حرکت و مسیر سلوک الی اللَه. 12 ذکر حکایتی از مرحوم حاج آقا معین شیرازی در ارتباط با حجاب. 13 تبیین برخی از آثار سوء نفسانی ارتباط زن نامحرم با مرد اجنبی حتی بدون صحبت کردن. 14 توضیحی پیرامون اینکه چرا افراد آثار سوء نفسانی و کدورتهای امور نا صحیح و خلاف شرع را ادراک نمی کنند.

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

توضیحات:

موضوع:بیاناتی پیرامون آیه شریفه(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 1 تفسیرآیه شریفۀ(یا ایهاالذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم....) 2 توضیحی راجع به معنای عزّت و مراتب آن و اختصاص این حقیقت به پروردگار متعال. 3 ذکر شمّه ای از سیاست زیرکانه معاویه در محوکردن جایگاه والای امیرالمومنین علیه السلام. 4 انکار برخی از مسلمات تاریخی شیعه و اهل تسنن توسط برخی از علماء ضربه ای جبران ناپذیر بر پیکره اسلام و تشیع می باشد. 5 ذکر روایتی از امام صادق علیه السلام در ارتباط با به شهادت رسیدن پیامبراکرم صلوات اللَه علیه. 6 از جمله وقایع مسلم تاریخی بین شیعه و سنی قضیه قلم و قرطاس و مخالفت خلیفه ثانی با کتابت پیامبراکرم در لحظات آخر عمر می باشد. 7 با وجود تلاش بی حدّ و حصر بنی امیه در محو آثار و فضائل اهل بیت روز به روز به عزّت و علو جایگاه ایشان افزوده می شود. 8 کیفیت عملکرد سید الشهداء علیه السلام قبل از واقعه کربلا و روز عاشورا حاکی از تجلّی تام حقیقت عزت پروردگار در وجود حضرت می کند. 9 توضیحی پیرامون عزت و مناعت طبع حضرت زینب سلام اللَه علیها در قبال یزید و دربار او. 10 عملکرد و منش مرحوم حداد رضوان اللَه در قبال فتنه ایجاد شده پس از رحلت مرحوم انصاری حاکی از تحقق عزت الهی در نفس ایشان می کند. 11 اهمیت جایگاه مسئله عزت نفس در حرکت و مسیر سلوک الی اللَه. 12 ذکر حکایتی از مرحوم حاج آقا معین شیرازی در ارتباط با حجاب. 13 تبیین برخی از آثار سوء نفسانی ارتباط زن نامحرم با مرد اجنبی حتی بدون صحبت کردن. 14 توضیحی پیرامون اینکه چرا افراد آثار سوء نفسانی و کدورتهای امور نا صحیح و خلاف شرع را ادراک نمی کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت معنای عزت و مراتب آن

14
  • این عزت عزتی است كه خدا برای سالك درنظر گرفته این است مساله این را می‌خواستم امروز خدمت رفقا و دوستان بگویم این عزت عزت راه الهی و سیرالهی و سلوك‌الهی است و این برای سالك ناموس است ناموس انسان [یعنی‌] كسی كه انسان نمی‌خواهد او را در معرض و در اختیار همه قرار بدهد ناموس انسان چیست؟ فرض كنید آن پولی است كه انسان در بانك می‌گذارد در صندوق می‌گذارد شما وقتی كه یك جواهری داشته باشید بسیار گران‌قیمت آن سفته و چك‌ها و پولهایی را كه داشته باشید نمی‌خواهید كسی از او اطلاع پیدا بكند چه كار می‌كنید؟ می‌روید یك صندوقی می‌خرید صندوق باید نسوز باشد و این قدر ثقل داشته باشد ده تا قفل و رمز برایش درست می‌كنید به هر مقداری كه مساله‌ای كه آن توست مهم‌تر باشد قفل را به آن اضافه می‌كنید در را بیشتر می‌بندید رمز را اضافه می‌كنید از دسترس دیگران دور نگه می‌دارید خبرش را هم حتی به دیگران نمی‌دهید حتی به دیگران نمی‌گویید من یك چنین صندوقی را دارم چرا؟ چون مساله حساس است گاهی اوقات شده كه به نزدیكترین افراد خود آن چه را كه مربوط به این مساله است در اختیار نمی‌گذارید.

  • یك وقتی یادم است خدا رحمت كند مرحوم پدربزرگی داشتیم مرحوم حاج‌آقا معین شیرازی مرد خوبی بود مرد بزرگی بود مرد بی‌هوایی بود مرد بااخلاصی بود و در اواخر عمرش هم حالاتش تغییر پیدا كرده بود و در افكارشان آن طوری كه من احساس می‌كردم یك تغییر و تحولات به اصطلاح بسیار بسیار پسندیده و مفیدی صورت گرفته بود نسبت به مطالبی را كه با مرحوم آقا در زمان حیاتشان در حال گفت‌وگو و محاوره بودند ایشان یك وقتی برای من نقل می‌كرد می‌گفت در زمان سابق در همان زمان‌های خیلی سابق كه در تهران تاكسی كم بود، ایشان هم منزلشان میدان امام حسین بود كه آن موقع در همان زمان سابق میدان فوزیه می‌گفتند و بعد تغییر كرد به میدان ... تا الان كه میدان امام حسین است، می‌گفتند كه سوار اتوبوس شده بودم كه بیایم برای یكی از منبرهایی كه داشتیم بعد یك معمم دیگری هم سوار شد منتهی جوان‌تر یك زن باحجاب و چادری و خیلی پوشیده‌ای سوار شد و آمد آن طرف به اصطلاح نشست بعد یك مرد و زن بی‌حجاب و از این قرطی‌ها هم سوار شدند و آن ها هم‌ آمدند این مرد شروع كرد این خانم را دست‌انداختن و به این آقا گفت، توجهش به این آقا بود ولی منظورش همین خانمی بود كه محجب و باحجاب بود گفت كه آقا این ها چی هستند كه این ها چادر می‌اندازند كیسه و گونی می‌اندازند سرشان؟ این بهتر است یا این كه كنار نشسته رو كرد به این كه معلوم نبود كی بود لابد جزو همین اموال بین‌المللی بوده گفت: این بهتر است یا این كه الان فرض بكنید این طوری است؟ نگاه كنید به این خوبی و این حرفها و .. كدام بهتر است؟ ایشان گفت ما ساكت شدیم و حرف نزدیم و آن آقایی كه بعد با ما سوار شد و معمم بود او یك مقدار خوش‌صحبت‌تر و مقداری رویش بازتر بود آخر بالاخره هر حرفی را هر كسی نمی‌تواند بزند بایستی كه قابلیتی هم باشد گفتش كه آقا من یك سوال از شما می‌كنم این ماشین‌هایی كه الان دارند می‌روند (آن موقع پرده می‌انداختند پشت شیشه) گفت چرا این ها پرده می‌اندازند؟ یارو گفت این خصوصی است دیگر و پرده انداخته گفت چرا در این اتوبوس پرده نیانداخته‌اند؟ گفت خوب این عمومی است گفت خب همین دیگر، این خانم خصوصی است فقط مال شوهرش است این خانم عمومی است این برای همه است، این مثل اتوبوس می‌ماند كه سی یا چهل نفر سوار می‌شوند و همه می‌بینند، می‌گفت او اولین ایستگاه پیاده شد همین آقا تمام این چهل یا پنجاه نفر اتوبوس شروع كردند به این ها خندیدن و دست انداختن، یاد یك قضیه‌ای افتادم او دیگر خیلی عجیب است انشاءاللَه خصوصی باید نقل كنم آن یك بنده‌خدایی برای مرحوم آقا نقل می‌كرد.

/ 260