اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

29
  •  داشت و امروز به مقتضای مصالح مرامش تغییر پیدا می‌كند؟ خوب همه همین هستند. از یك شخصی دیروز به یك شكلی برای افراد ظاهر شده بود و امروز به شكل دیگری؟!! خوب همه افراد همین هستند، همه اشخاص همین هستند. همه افراد هر روز دارای افكار مختلفی هستند. همه افراد به واسطه تبدّل حوادث و جریانات افكار آنها تغییر پیدا می‌كند. امروز می‌خندند، فردا گریه می‌كنند. امروز آشتی هستند. فردا قهر می‌كنند. دیروز قهر كردند بر اساس یك اخم و تخمی‌امروز بر اساس یك شیرینی و نقل و نبات آشتی می‌كنند. پس بنابراین بنده باید افسار خودم را بدهم دست كسی كه منتظر باشم چه وقت قهر می‌كند، چه وقت آشتی می‌كند؟ چه وقت می‌خندند، چه وقت گریه می‌كند؟ چه وقت این فهم را دارد، چه وقت ندارد؟ چه وقت این كتاب را می‌خواند چه وقت این كتاب را عوض می‌كند كتاب دیگر می‌آورد؟!! این است قضیه یا این كه من باید افسار خودم و زمام خودم را باید به دست فردی بدهم كه فكر او یك فكر است. عقل او دو جور نمی‌گوید. جریانات مختلف و حوادث مختلف در فكر او و در اندیشه او تغییر ایجاد نمی‌كند. چه جریانی در ابتدا باشد می‌گوید همین كار را بكنید، چه جریانی به وسطش برسد باز بگوید همین كار را بكنید، و چه جریانی به آخرین نقطه از تحقّق خارجی برسد باز می‌گوید همین كار را بكنید. در هر سه مرتبه حرف را یكی می‌زند نه اینكه وقتی اوّل مسئله است هنوز هیچ چیز نشده مخالفت كند وقتی كه ببیند مردم آمدند و یك مسائلی اتّفاق افتاد حرفش برگردد و همراه با مردم بشود وقتی كه یك مسئله به آخر رسید خودش بشود یكی از افرادی كه در این جریان به عنوان یك فرد نقش اساسی دارد، این كه نشد. خوب این كه همه همین هستند. خوب این كه همه همین هستند. یك تقّی بكند می‌ترسد، یك چیزی نشان بدهی یك خنده‌ای نشان بدهی جلو می‌آید. یك تهدیدی بكند در خانه‌اش می‌نشیند، تهدید نبیند جلو می‌آید همه همین هستند. همه افراد همین هستند. مسئله فرقی نمی‌كند. آن ولی خدایی كه قبل از این كه یك مسئله‌ای بخواهد اتّفاق بیافتد بگوید انجام ندهید، نكنید یا بنشیند یا بروید این كار را بكنید یا مثلًا آن كار را بكنید، آن همان فردی است كه نسبت به مسائل مختلف و جریانات مختلف و قضایای مختلف یك حرف را می‌زند. از اوّل یك حرف را می‌زند و آخر هم یك حرف می‌زند تفاوتی برای حرفهای او و مطالب او و تصرّفات او و كارها و مطالب او پیدا نمی‌شود. چطور این كه این مسائل را من خیلی برای رفقا عرض كردم و دیگر جای صحبت ندارد.