اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

35
  •  فقط مشغول دقیقاً نوشتن باشد و دیگر چشمش را نیاندازد و نگاه كند. واین حالتی كه برای انسان گاهی پیش می‌آید. ممكن است كه خیلی از افراد، فرد صادقی باشد ولیكن در نقل مطالب اشتباه بكند ولی من می‌دانستم این قضیه قضیه‌ای نیست كه بخواهد اشتباه باشد. هم برای من صداقت یقینی بود و هم عدم خطا و اشتباه برای من یقینی بود. شما بدانید همین یك حكایت زندگی مرا از این رو به آن رو كرد، تمام شد. یعنی در آن موقع كه سنّم فرض كنید كه این جریان یك سال قبل از انقلاب بود حدود سنّم ٢٣ سال بود كه خوب ما یك افكار خاصّ خودمان را داشتیم، نه اینكه همه مسائل را تأیید كنیم. همه مطالب را ولیكن افكار خاص خودمان را داشتیم. همین یك مسئله همین یك حكایت ببینید چقدر این مسائل عجیب است!! زندگی یك فرد، سرنوشت یك فرد، تفكّرات یك فرد را می‌آید تغییر می‌دهد و بعد كه مواجه می‌شود با مسائل و حوادث می‌بیند درست بوده. مسئله همین طور بوده است نه اینكه فقط به همان یك قضیه من اكتفا كنم و دیگر چشم و گوش خودم را و عقل خودم را دیگر نسبت به همه مطالب ببندم نخیر!! هیچ‌گاه برای من تا این لحظه توفیقی كه خداوند برای بنده داده این است كه تا این لحظه بنده هیچ‌گاه از تحقیق نسبت به مطالب و اخباری كه می‌شنوم و شنیده‌ام دست بر نمی‌دارم. خودم بروم تحقیق كنم. خودم بروم پیگیری كنم و خودم بروم و این راه و مكتبی است كه مرحوم پدرم به من نشان داد به صرف اینكه فلان شخص چیزی به من می‌گوید و یك مطلبی از رادیو و تلوزیون و روزنامه بشنوم نه این طور نیست، فقط می‌شنوم بعد می‌روم خودم تحقیق می‌كنم. تمام جوانب را می‌بینم. تمام جوانب را می‌بینم و عجیب این جاست كه می‌بینیم كه ائمّه هم به ما همین دستور را دادند. ائمّه هم به ما همین طور می‌گویند. درجنگ جمل بعد از جنگ جمل یك نفر آمد خدمت امیرالمومنین علیه‌السّلام به نام ظاهراً حارث بن حوث بعد از جنگ جمل خدمت حضرت آمد. خوب دیگر جنگ تمام شده بود به چه نحو مشخّص بود. خدمت حضرت و به حضرت عرض كرد كه یا علی أترانی أظنّ ان اصحاب الجمل علی ضلاله؟ آیا تو خیالی می‌كنی كه من نسبت به اصحاب جمل قائل به ضلالت هستم؟ آنها گمراهی بودند. بعداز جریان جنگ جمل یعنی وقتی كه جنگ تمام شده افراد هم شكست خوردند و قضایا برای همه رو شده باز عدهّ‌ای بوند كه اینها بر مرام خودشان باقی بودند آمدند گفتند كه تو خیالی می‌كنی نخیر كار تو اشتباه بوده. حالا فوقش هم كار تو اشتباه نبوده آن یك جریان بوده مال تو هم یك جریان، هر دو. خدا از سر تقصیرات همه‌تان بگذرد. این حرفی است كه من می‌گویم كلامش این طور بود آنها آدمهای خوبی بودند اشتباه كردند تو هم آمدی بالاخره می‌بایستی كه بیایی و جلوی اینها بایستی. كار خودت كردی میبایستی جلوی اینها بایستی و حالا خیال نكن من با این جنگی كه انجام شده من آنها را افراد