جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
37گمراه بدانم نه این طور نبوده! حضرت به او این جمله را فرمودند إنّك نظرت تحتك و لم تنظر فوقك. تو به پایین پایت نگاه كردی تو به بالا نگاه نكردی! یعنی چه؟! یعنی تو به این عقلت نگاه نكردی. به این فهمت نگاه نكردی. به این مبانی كه از بالا آمده نگاه نكردی. تو نگاه به پایین كردی به این چشمت نگاه كردی. به حوادثی كه این حوادث چشم پركن است نگاه كردی! دیدی این زن پیغمبر است مگر میشود زن پیغمبر اشتباه بكند؟ سالها پیش پیغمبر بوده پس بهتر از پیغمبر فهمیده، بهتر از سایر افراد متوجّه شده. إنّك نظرت تحتك: تو به پایین آمدی نگاه كردی، نظرت تحتك این است كه ما میگوییم فقط طرف جلوی بینیاش را میبیند. این همین اصطلاحی است كه ما این اصطلاح را داریم. تو آمدی نگاه كردی دیدی در این جریان زن پیغمبر آمده پس بنابراین مطلب تمام است. تو در این جریان دیدی طلحه و زبیر آمدند، دو نفر از اصحاب پیغمبر آمدند. دو نفر از كسانی كه در جنگ احد، كه آن خلفای ثلاثه فرار كردند فرار كردند كه در جنگ سالم بمانند، یك سوزن به آنها نخورد، تمام آنها صحیح و سالم برای اسلام باقی بمانند برای این فرار كردند نه اینكه خدای نكرده قصدشان این بوده كه بله یك وقتی از صحنه جنگ فرار كنند نه، منظورشان این بوده كه فرار كنند و در بروند بگذارند وقتی كه جنگ تمام شد و پیغمبر را هم كشتند و دیگر تمام شد آن وقت بیایند و بعد بگویند ما خلیفه پیغمبر هستیم و اسلام را ادامه بدهند. درست شد؟! در آن وقتی كه آنها فرار كرده بودند دور پیغمبر هشت نفر باقی ماندند دو نفر طلحه و زبیر بودند كه افراد عادی نبودند. شما یك طلحه و زبیری میشنوید كه اینها آمدند در قبال امیرالمومنین و چه كردند! طلحه و زبیر جزو هشت نفری بودند كه تا پای آخر ایستادند و پیغمبر چقدر آنها را دعا كرد كه خدا به شما صبر بدهد و اجر بدهد و شما در بهشت میرفتید اگر چه بود و تمام این مسائل مربوط به آنها بود و این جاست كه انسان باید بر آینده خود نگران باشد. خیلی مسئله، مسئله مشكلی است. اینی كه من میگویم خطابم به خیلی از افراداست كه مبادا آن موقعیت فعلی را نسبت به او غرّه بشویم و مبادا مطالب گذشته را نسبت به موقعیت فعلی خودمان سرایت بدهیم. در هر لحظهای برای ما شیطان نقشه خاصّ همان لحظه را كشیده و همان لحظه به سراغ ما خواهد آمد. بله بوده در جنگ احد بودند. در همه جنگها بودند آمدند چقدر اینها فداكاری كردند ٢٥ سال آمدند و كناره گیری كردند و قبول نكردند ولی در این مدّت ٢٥ سال جناب طلحه و جناب زبیر آیا در این ٢٥ سال آمدی پیش علی و شاگردی علی را بكنی یا كنار رفتی این مسئله است! آیا با رفتن پیغمبر و با ارتحال پیغمبر آمدی همان سیره را ادامه بدهی و همان مكتب را ادامه بدهی یا گفتی نه خوب علی مثل خودمان است او هم كنار است، ما هم كنار هستیم میرویم مینشینیم در خانه همدیگر امیرالمومنین خانه او هم او

