اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

43
  •  می‌دهند از آنها چه كسی؟! زوجه رسول‌اللَه. اا عجب آخر بی حیا تو كه در زمان پیغمبر، تو كه در زمان خلیفه سوم وقتی كه شهریه تو را قطع كرد در مدینه راه نمی‌رفتی به خلیفه سوّم فحش می‌دادی؟ می‌گفتی اقتلون عصر فقد كفر تو نمی‌گفتی این حرف را مردم از تو نشنیدند؟ از دهان تو نشنیدند؟ حالا چه شده كاسه از آش داغتر؟ آمدی به عنوان ولی دم قیام می‌كنی و در این قیام خودت آن علّت اصلی را امیرالمؤمنین می‌شماری؟ در حالتی كه از همه افراد بهتر می‌دانی و مطّلعتر هستی بر این كه علی نسبت به این قضیه بیگناه است. مگر امیرالمؤمنین به افراد نگفت نروید بزنید و نكشید؟ مگر نفرمود؟ مگر حسن و حسین خود را نفرستاد كنار در تا اینكه نروند این كار را بكنند؟ مگر نگفت كه نكشید تا خلیفه كشی باب نشود! مگر نفرمود كه شمل نمی‌دانید معاویه در شام منتظر این بهانه است؟ این حرفها را از امیرالمؤمنین نشنیدید؟ آیا این‌ها همه دروغ بود؟ خلاف بود؟ درست شد پس می‌بینید كه اینها می‌آیند و شروع می‌كنند به این مسئله! یعنی دروغ درآوردن در قبال صدقی كه آن صدق، صدق مطلق و حقّ مطلق و امیرالمؤمنین امام مطلق نسبت به همه عالم وجود با این كیفیت!! خوب همین طلحه و زبیر مگر نبودند؟ پس بنابراین اینی كه الآن شما نیامدید باعث می‌شود نفس شما در این مسئله بماند. بعد امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به آن مرد می‌فرماید به آن شخصی كه این حرف را زدو می‌فرماید إنّك نظرت تحتك ولم تنظُر فوقك تو نگاه به بالا نكردی! تو فقط نگاه به عایشه و طلحه و زبیر و این افرادی كه در زمان پیغمبر هم بودند و نسبت به آنها این مسائل را تو آمدی انجام دادی و نگاه به آن بالاتر نكردی. تو نگاه به آن معیارهایی كه پیغمبر قرار داده بود، عقلی كه پیغمبر قرار برای شما ترسیم كرده بود، مسائلی را كه پیغمبر گفته بود نگاه به آنها نكردی. عقل خودت را به كار نگرفتی!! جمله‌ای كه حضرت به این می‌فرمایند این است كه اذا تعرف الحق تعرف من أماه وقتی كه شما حق را شناختی تمام كسانی كه به سمت حق می‌آیند را خواهی شناخت. چه آن افراد، افراد عادی باشند. چه آن افراد، افراد اهل علم و متدین و عالم دینی باشند آنها را خواهی شناخت. آنهایی كه به سمت حق می‌آیند می‌شناسی إذا تعرف الباطل تعرف من اتاه و وقتی كه باطل را شناختی افرادی كه به سمت باطل می‌آیند آنها را خواهی شناخت. چه آن افراد، افراد عادی باشند به سمت باطل بروند. چه آن افراد اهل علم باشند و به سمت باطل بروند همه را خواهی شناخت. مگر این طور نبود و مگر این طور نیست؟ هر كسی كه در هر زیی هست كارش تمام است و در هر موقعیت است كارش تمام است در هر حالتی كه مسئله این طور نبود. پس بنابراین آن چرا كه هدف بزرگان بود از این مسائلی كه برای افراد آن مطالب را بیان می‌كردند در صحبتهایشان، در جلساتشان در كیفیت ارتباطشان بر این نقطه بار بود و بر این محوریت بار می‌زند