جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
45كه وقتی كه عقل بالا برود و فهم بالا برود آن جا است كه سیر انسان در راه صحیح قرار گرفته و امّا اگر عقل بالا نرود خوب انسان چه كار میكند؟ انسان نگاه به این طرف و آن طرف میكند دیگر. نگاه به این دهان و این دهان میكند دیگر. فلان كس این را این طوری را گفته. فلان كس این خواب را دیده پس بنابراین باید این كار را كرد. فلان كسی این مكاشفه را دیده پس بنابراین باید این عمل را انجام داد. مگر ندیدیم و مگر مشاهده نكردیم و مگر متوجّه نشدیم آن افرادی كه از مكتب مرحوم آقا فاصله گرفتند به چه روزی افتادند و مرامشان را چه مرامی قرار دادند و به چه كیفیتی؟!! تمام اینها مال چه بود؟ مال همین بود كه آن چه را كه آن بزرگان گفتند ما آنها را كنار گذاشتیم. ندیده گرفتیم. مسائل و جریانات آمد و احساسات ما را تقویت كرد. تخیلات ما را تقویت كرد و توهمّات مان را به جای عقلانیاتمان تقویا كرد. جریاناتی كه پیش آمد آن جریانات دل و دین ما را به سمت خود كشید. حوادثی كه به وجود آمد آن حوادث قوّه متخیله ما را و قوّه واهمه ما را تقویت كرد در نتیجه، در تصمیمگیریهای ما نسبت به مسائل دیدیم چه تغییرات فاحشی بر خلاف مكتب بزرگان اتّفاق افتاد! اینها همه برای چه بود؟ برای این بود كه ترتیب اثر داده نشد. یك روز، دو روز، سه روز، چهار روز، گذشت پنج روز گذشت. یك سال، دو سال، سه سال، سیزده سال، چهارده سال همین طور متوقّف مثل طلحه و زبیر. وقتی كه یك رجل الهی از دنیا رفته مكتبش كه از بین نرفته. راهش كه از بین نرفته. مطالبی كه میگوید از بین نرفته. آن زمانی كه در مجالسشان مینشستند و مجالس غیبت و تهمت بود واعتراض میشد كه آیا غیبت و تهمت جزو مرام علّامه تهرانی هست یا نه؟ میگفتند برای رسیدن به هدف ایراد ندارد كه انسان اینها راانجام بدهد آن آنها را به امروز رساند. همان مرام و همان خلاف و همان كارهای حرام كه در همان موقع بود، این میآید و زاویه پیدا میكند كم كم كم كم هی جلو میرود. وقتی كه یك مرتبه میبینید بعد از سیزده سال میشود مشرق این هم مغرب. زاویه از یك زاویه حادّه تغییر به یك زاویه منفرجه و بعدهم یك زاویه متقابل. این نقطه زاویه نقطه در مشرق ١٨٠ درجه این طرف، این برای چه بود؟ این برای این است كه نفس میآید نسبت به همان توهمّات و تخیلات و دوربودن از مبانی نسبت به آن شكل میگیرد. شكل میگیرد. شكل كه گرفت دیگر كاری نمیشود كرد. غیبت میشود حلال برای رسیدن به مقصد!! عجب!! كدام مقصد، مقصد خدا مگر در خدا هم غیبت داریم؟ مگر ما در اسلام غیبت داریم؟ یك یهودی چه میگوید؟ یهودی الآن میخواهد مسلمان شود. یك نصرانی میخواهد مسلمان شود. برای رسیدن به مقصد غیبت اشكال ندارد! بسیار خوب، این یك. برای رسیدن به مقصد دروغ اشكال ندارد! مقصد چیست؟ اسلام!! اسلامی كه با دروغ یك جزئش را دروغ تشكیل داده، یك جزئش را

