جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
67متریالش، آن به اصطلاح موادّش، آن موادّش با این موادّ بدن این دنیا فرق میكند با یك خصوصیاتی است ولكن عین همین بدن است از نقطه نظر مشابهت. البتّه عین هم نیست باز یك تفاوتهایی دارد یك فرقهایی دارد در روز قیامت، فرض كنید كه در این جا انسان وضعیت دخل وتصرفاتش فرق میكند. غذایی كه میخورد و آبی كه مینوشد و هوایی كه استشمام میكند. این هوایی كه میخورد یك ورودی دارد و یك خروجی دارد ورودی آن اكسیژن و ازت و سایر و خروجی آن گاز كربنیك و اینهاست كه به واسطه سوختی كه در سلولها پیدامیشود و غذا و اكسیژنی كه پیدا میشود باعث سوخت میگردد و همان سوخت به ریه برمیگرد و خارج میشود. این تفاوتهایی دارد در قیامت شما كه استنشاق میكنید هیچ خروجی ندارد این طور نیست كه دم و بازدم داشته باشد. فقط دم دارید؛ بازدم ندارید. غذایی كه انسان میخورد فقط یك ورودی دارد دیگر خروجی ندارد یا فرض كنید كه در آن جا تمام غذاهایی كه انسان میخورد تبدیل به نور خواهد شد. تبدیل به نور یعنی نه مثل آن چه را كه امروزه گفته میشود كه تبدیل مادّه به انرژی در همان فرضیه نه، تبدیل مادّه به یك حالت تكامل معنوی. وقتی كه انسان غذایی را میخورد از میوههای بهشتی استفاده میكند با خوردن آن میوه بهشتی حال و هوایش میبیند فرق كرد. آن فرق كردن همان بازدم آن میوه بهشتی است با خوردن یك میوه بهشتی یا با مصاحبت افراد، اولیاءخدا، مثلًا حورالعین، غلمان در نشستن آنها (كه فقط جنبه، جنبه مصاحبت و نشستن است و الّا فكرتان جای دیگر نرود) در همین مسائل و اینها در همین قضیه انسان احساس ارتقاء میكند. وقتی كه با رفیقش نشسته صحبت میكند میبیند حالش تغییر پیدا میكند. وقتی كه یك میوه میخورد میبیند عوض شد. وقتی كه با یك بزرگی در آن جا مینشیند و مگر ما نداریم در آن جاكسی كه این كار را بكند در كنار مثلًا سفره امیرالمؤمنین است یا مثلًا در كنار جایگاه ما است یا فرض كنید كه در خیمه ما است. این بودن در آن جا، یعنی بالا رفتن. یعنی تغییر و تحوّلات. استفاده از غذاها یعنی عوض شدن حال. نه اینكه فقط مثل اینكه فقط یك گلابی و سیبی بخورد فقط احساس كند كه معده او فرض كنید كه پرشده و یك لذّتی را در دهان احساس كند. آنها اصلًا این طور نیست. آن جا میوههای بهشتی مزه ندارد. طعم خاصّ شیرینی ندارد. لذّت میوه بهشتی و حلاوتش به همان تغییر و تحوّلی است كه انسان را به واسطه آن خوردن و استفاده از آن میوه به آن حال در میآورد، آن اسمش حلاوت است. آن اسمش شیرینی است. نه اینكه ما یك میوه بهشتی داشته باشیم كه یكی شیرین باشد، یكی ملس باشد، یكی ترش باشد مثل قارقوروت و لیموترش ترش نداریم. نمیدانم كسی كه از ترشی خوشش بیاید یا نه ما كه از شیرینی خوشمان میآید حالا یكی ممكن است از ترشی و این چیزها فیها ما تشتهیه الانفس این نیست. میوه

