اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

73
  •  عیب ندارد حالا عروس من است عیب ندارد. این حرف مال بقیه است حالا دختر من است عیب ندارد دختر كه نداریم فعلًا حالا تا خدا حالا. پسر ماست فرض كنید كه عیب ندارد. حالا این رفیق و همسایه ماست اگر من بخواهم راجع به همسایه صحبت می‌كنم این مطلب را بخواهم مطرح كنم ممكن است از من مكّدر شود. همین كه می‌گویم می‌خواهد مكّدر بشود این دفعه نه. حالا هی دارم تو سرش می‌زنم این عقلی كه الآن باید رشد كند الآن دارد بر سرش می‌خورد. این همین جا است. رشد عقلی این است كه آن مبانی كه یاد گرفتیم. یكی از افراد بود، یكی از مخدّرات بود نمی‌دانم الآن در این مجلس حضور دارند یا ندارند ولی به نحو كلّی می‌گویم. گفته بودم كه محیط منزل نباید محیطی باشد بی حجاب باشد. مسائل نباید مختلط باشد. ارتباط پسر و دختر نامحرم نباید باشد اینها مسائلی است كه جزو مبانی ما است و ما روی این مبانی پافشاری می‌كنیم و می‌ایستیم به نحو احسن نه به نحو خیلی حاد و شدید اینها به نحو ولی وقتی كه احساس شد كه نه افراد عناد دارند و افراد خلاصه نمی‌خواهند روی مطالب حركت كنند دیگر در آن جا صورت مسئله فرق خواهد كرد و طبعاً ارتباط انسان تغییر پیدا خواهد كرد. یكی از همین مخدّرات بود كه به بنده تلفن كرد كه پسر من، دختر من می‌گویند كه چرا دختر عمّه، دختر خاله ما می‌آیند این جا بگیریم بنشینیم صحبت كنیم و حرف بزنیم شما نمی‌گذارید ارتباط را می‌بندید. می‌گفتند كه این حرفها به ما گفته شده و نمی‌شود. آمد به من تلفن زد و گفت چه كنیم؟ گفتم خانم مطلب ما همین است به خاطر شما حرفم را تغییر نمی‌دهم. صحبت كردن دختر و پسر بزرگ با نامحرم حرام است و نباید انجام شود، باید جلوگیری كنیم. من نمی‌دانم حرام، حرام است حالا چه كنیم؟ من نمی‌دانم بروید با افراد دیگر مشورت كنید. آن چه كه به نظر من می‌رسد این كه این را انجام بدهید و ظاهراً این مسئله اتّفاق افتاده بود و آنها از منزل رفته بودند و از این مادر قهر كرده بودند از منزل رفته بودند و مضطرب شده بود و تلفن كرده بود و بنده گوشی را برنداشتم و اهل بیت گوشی را برداشته بودند و گفته بودند. من گفتم صحبتی ندارم من چه كنم؟ رفتند كه رفتند بنده چه كنم. صحبت بنده این است یا افراد كه از بنده مطلبی را سؤال می‌كنند یا آمادگی دارند كه برای اینكه انجام بدهند یا ندارند سؤال نكنند. من حرفم را تغییر نمی‌دهم. من حرفم را عوض نمی‌كنم. من استثناء در صحبت خودم بر نمی‌دارم. ببینید اینجا همین مطلب است. اگر شما در این جا كوتاه آمدید پس بنابراین صد سال كه سهل است عمر نوح بكنید همین طور ماندید. اگر نه، آمدید با این قضیه مقابله كردید. من نمی‌گویم انسان فحش بدهد داد و بیداد و بزند و فلان كند نه این وضعیت خودش را ادامه بدهد. اهالی احساس كنند كه در این محیط منزل باید محیط، محیط دینی باشد. محیط شرعی باشد. محیط الهی باشد و قدمشان هم روی چشم. این‌