جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
75چه اشكالی دارد؟ چرا افراد باید این قدر بیانصاف باشند كه برای فردی كه میخواهد در راه خدا و در راه دین برود برای او اجازه بیان مطلب ندهند و تمام حق را برای خودشان قرار بدهند كه میخواهند خلاف حركت بكنند. به جای این كه كار به عكس باشد و حق را به او بدهند و زمینه را برای او فراهم بكنند خیلی بی انصافی میخواهد كه انسان به دیگران بگوید تو باید از راه خلاف من تبعیت كنی چرا؟ تو بیا تبعیت كن. حالا چه میشود؟ حالا چه میشود فرض كنید كه بیایی در خانه بنشینی و چادر سرت باشد. نمیگویم چادر سرت باشد چون چادر را ما حجاب نمیدانیم حجاب پوشش است. چه با چادر چه با غیر چادر. كسی چه اشكال دارد كه یكدانه چارقد سرت بیاندازی و بیایی و صحبت هم بكنی. صحبت تحریكی نباشد، عادی باشد گرچه در همان حد هم صحیح نیست و جایز نیست. بالاخره همین مقداری كه فرض كنید كه انجام میشود چرا چه اشكال دارد؟ بنده در یكی از چند سال پیش به عنوان سفر در لبنان بودم یك روز میخواستیم جایی برویم یك مخدّرهای در آن جا بود كه خواهر عیال منزلی بود كه ما در آن منزل بود. او بیحجاب بود از فرانسه آمده بود و میخواست همین طوری با ما بیاید. رو كردم به صاحبخانه گفتم اگر او بیحجاب بخواهد بیاید من نمیآیم. در صورتی كه او بخواهد با حجاب باشد بیاید. آمد رفت و به او گفت جواب از او آورد كه میگوید كه من نمیتوانم چارقد سرم بیاندازم، نمیتوانم چارقد سرم بیاندازم. گفتم برو به او بگو اگر میگرن داشته باشی و دكترها بگویند كه باید فرض كنید كه چارقد سرت بیاندازی والّا تبدیل به سرطان و تومور میشود باز هم این بهانه را در میآوری؟ یا این كه نه به جای چارقد گونی در كلّهات میكنی؟ روی سرت لحاف میاندازی؟ چطور شد موقع آمدن بیرون و خداو پیغمبر كه شد بنده نمیتوانم ولی اگر به اندازه آن تومور و اینها كه هیچی یك خال بگویند در كلّهات درآمده، یك لحاف كرسی روی سرت میاندازی هیچ آن جا مسئله و مشكل نداری. هیچی همین بنده خدا آمد چارقد سرش انداخت نه سردرد گرفت و نه طوری شد و نه مسئلهای انجام شد. ببینید خودمان بهانه در میآوریم. خودمان نمیخواهیم والّا خوب نه چه اشكال دارد یك شخصی بیاید در منزل در محیط بیرون هستی با حجاب، بیحجاب هستی خودت میدانی و خدای خودت ولی در این محیط كه هستی باید با حجاب باشی چه اشكال دارد؟ قدمت روی چشم بلند شو بیا، مسئلهای نیست و مطلبی نیست. علی كلّ حال انسان باید خودش با این مسئلهای كه انجام میدهد آن نفس خودش را تقویت كند. وقتی كه نفس تقویت شد، عقل تقویت شده. پس نتیجه میگیریم كه در موارد عادی انسان عقلش رشد نمیكند. كی عقل رشد میكند؟ وقتی انسان در جریانات مختلفی كه قرار بگیرد و در آن جریانات مجبور است كه به مبانی عمل كند آن موقع است كه حركت میكند و رشد میكند و به آن

