اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

15012
نسخه عربی

جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان

11
  •  فكر كردن نداری را كه تعیین كرده است؟ چه كسی یك همچنین قانونی گذاشته است كه من بیش از این نمی‌توانم فكر كنم! بیش از این نمی‌توانم رشد كنم! بیش از این نمی‌توانم بفهمم! چه كسی یك همچنین قانونی قرار داده كه من بیش ازاین نمی‌توانم خودم را به تكامل برسانم؟ چه كسی یك همچنین حكمی‌را وضع كرده وتدوین كرده كه من از این استعدادهای وجودی خودم كه خدای متعال در من قرار داده من نمی‌توانم از آنها بهره ببرم؟! شخصی اگر نمی‌خواهد آن چه را كه خدا به او داده است مورد استفاده و بهره برداری قرار بدهد به بقیه افراد چه ربطی دارد؟ بقیه افراد مگر در این دنیا نصیبی از تكامل نبرده‌اند و آیا رسیدن به تكامل افراد مگر بر عهده افراد خاصّی قرار داده شده است؟! این قانون از كجا آمده است؟ از كجا قانون آمده است كه تكامل شما به دست بنده است. بخواهم شما را به كمال می‌رسانم نخواهم نمی‌رسانم. هر شخصی در نظام خلقت همین كه به دنیا آمد یك سهمیه و یك نصیبی از حقوق خدادادی به او برای رسیدن به تكامل خود بهره دارد و در این مسئله فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان نیست. هر شخصی كه پا به این عرصه وجود می‌گذارد از نقطه نظر قانون خلقت و از نقطه نظر نظام احسن خلقت برای او پرونده‌ای باز می‌شود تا كی این پرونده بسته شود! صفحه اوّل. صفحه دوّم، همین طور یك به یك در این پرونده صفحه‌هایی وجود دارد كه باید یك به یك صفحه‌ها را بخواند و مطالعه كند و به او عمل كند تا به صفحه بعد برسد. می‌خواهد مسلمان باشد. می‌خواهد یهودی باشد. می‌خواهد نصرانی باشد هر شخص دیگری كه می‌خواهد باشد همین كه به او انسان گفته بشود از نقطه نظر حقوق الهی دارای حق است. دارای حساب است. دارای ربط است بین او و بین پروردگار ربط وجود دارد و بر اساس همان ربط است كه روزگار خود را طی می‌كند حالا یا به شقاوت طی می‌كند یا به سعادت طی می‌كند ولی كسی نمی‌تواند این حقوق را از هر فردی بگیرد. این لازمه آمدن در این دنیا و باز شدن حسابی است برای او كه آمدن در این دنیا نه ارتباطی به من و امثال من دارد. و نه رفتن او از این دنیا ارتباطی به من و امثال من دارد هر شخصی برای خودش حساب و كتاب خاص به خودش را دارد و باید ما نسبت به این مسئله همه توجّه داشته باشیم كه هر روزی كه بر ما می‌گذرد و برای هر لحظه‌ای كه بر ما می‌گذرد صفحه خاصّ خود را ما داریم و باید به آن صفحه بپردازیم. این می‌شود نظام، نظام احسن خلقت. یعنی بر اساس این نظام است كه ما دیگر هر كاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. اختیار برای انجام دادن هر كاری را نداریم. باید به خود برسیم و باید به آن چه بر عهده ما قرار داده شده است برسیم. این مسئله مسئله بسیار، بسیار مسئله حیاتی است. كه نظام احسن خلقت بر اساس تعقّل است یعنی عقل انسان در هر محدوده‌ای كه حكم می‌كند و بر یك مسئله حكم عقلانی می‌كند در آن محدوده، نظام عالم‌