اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

0

أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات

4
  • تا به حال می‌گفت كه همه در راه خدا و در مسیر خدا در یك صف قرار دارند از مرحوم آقا در این جا شاهد می‌آورد كه همه مثل دندانه‌های شانه می‌مانند ولی وقتی یك قضیه‌ای پیش می‌آید آن چنان عكس العمل و واكنش نشان می‌دهد كه گویی آسمان به زمین آمده، اینها مال چیست؟ تا به حال می‌گفت كه باید انسان رعایت انصاف را بكند، تا به حال می‌گفت انسان باید بار خود را بر دوش دیگری نیاندازد، تا به حال می‌گفت انسان باید بار خود را خود بردارد، تا به حال می‌گفت كه انسان باید برای خدا كار كند، ولی كم كم اینها تبدیل می‌شود به یك مسائل دیگری از این به بعد بار خود را روی دوش بقیه می‌اندازد، دیگران را به استثمار خود می‌كشاند و از آنها بهره می‌گیرد و برای عمران خودش، عمران خودش و زندگی خودش و دنیای خودش و تشخّص خودش و آبروی خودش و مسائل اجتماعی خودش دیگران را به كار می‌گیرد ببینید ارزشها همه به ضدّ ارزش تبدیل می‌شود و ضد ارزش‌ها به ارزش برمی‌گردد، این برای چیست؟ برای این است كه نفس به جای این كه به واسطه مراقبه و عمل به دستورات از این تعلقّات كنده بشود و یكی یكی این نخها را پاره كند و آن جنبه توحیدی خود را تقویت كند، یك به یك بر این نخ ها، طناب‌ها و زنجیرها اضافه می‌كند. به جای این كه اینها را بكند و خود را رها كند، از مسائل اجتماعی رها كند، از این تعریفها رها كند، خود را از این گرفتاریها و این غل‌هایی كه افراد این غل‌ها را بر گردن انسان و دست و پای انسان می‌اندازند و به قول مرحوم آقا می‌كشانند، می‌كشانند و با مغز وارد جهنّم می‌كنند، این غل‌ها را از خود بگسلاند، هی بر این غل‌ها اضافه می‌كند، هی آنهایی كه او را به این طرف و آن طرف می‌كشاند، تمجید می‌كند، مدح می‌كند، آفرین كه شما دارید من را می‌كشانید به این طرف و آن طرف، مرحبا بر شما كه دارید هی بار بر بار من اضافه می‌كنید حالا این افراد هر كسانی می‌خواهند باشند، ممكن است افراد خانواده خودش باشند، ممكن است دوستان نزدیك خودش باشند، ممكن است افراد دیگری باشند كه برای مطامع دنیوی از او بهره می‌گیرند، فرق نمی‌كند، مهم این است كه انسان مغز خود را از كار می‌اندازد و آن مبانی را دیگر نمی‌بیند و پس از مدّتی به واسطه ترك آن مبانی به یك موجود مسخ شده كه دیگر قدرت تشخیص خیر و شر را ندارد و دیگر تشخیص صلاح و فسادی كه دارد بر سرش می‌آید ندارد، تبدیل می‌شود. آدم وقتی كه صحبت می‌كند، می‌گوید: آقا این حرفها چیست كه می‌زنی؟ این حرفها به من نیامده. آدم وقتی صحبت می‌كند، می‌گوید: آقا اصلًا شما اشتباه می‌كنید، مطالب خلاف به عرض شما رسیده، آدم وقتی كه صحبت می‌كند می‌گویند آقا این حرفها را چه كسی به شما گفته است؟ اینهایی كه به شما این حرفها را زدند با ما قصد و غرض دارند! التفات كردید؟