أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
15امیرالمؤمنین نمیشود گفت. رسول خدا بالاتر است یا امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب خب علی بن ابیطالب بالاتر است، رسول خدا بالاتر است. رسول خدا مربّی علی است معلم علی است. معلّم است و مربّی است و مزكّی است. خود امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید در هر روز هزار باب از باب علم بر من گشود كه از هر بابی هزار باب گشوده میشود. اینها چیزهایی است كه انشاءاللَه خداوند توفیق بدهد تا كمیاز آن را بفهمیم و الّا این مطالب در كتب است. این چه بابی است كه امیرالمؤمنین میفرماید؟ آیا فیزیك و شیمیو ریاضی بوده است و هندسه یا این كه این علم ملكوت بوده است؟ علم به حقایق عالم وجود بوده است و این كه هر روز هزار باب بر من گشود سیر سلوكی (دقّت بفرمایید) سیر سلوكی و تهذیب نفس و تربیت امیرالمؤمنین بوده نه چیز دیگر، چیز دیگر نبوده است. آیا پیغمبر دهانش را آورد یواش در گوش امیرالمؤمنین و فرض كنید كه مطالبی را گفت نه این حرفها نبوده است! هزار باب چه بوده است؟ هزار باب برای انسان میگویند شما نگاه كنید هر یك جمله كه میگوید پنج ثانیه هم كه طول بكشد حساب كنید آن را ضرب در هزار بكنید آن را هم ضرب در هزار كنید چه خواهد شد؟ یك شبانه روز كه هیچی صد سال هم كفاف نمیدهد برای این كه خب چه بوده است قضیه این بوده است هر روزی كه بر علی میگذشت از یك عالم میآمد در عالم بالاتر وقتی به آن عالم میرسید مشاهده میكرد كه بین آن عالم و بین عالم مادون تفاوت از زمین تا عرش است.
روز بعد میرفت درعالم دیگر عرض كردم خدمت شما آن شب را یا نگفتم به اصطلاح این مراتب سلوكی و مراتب عرفان و معرفت را نمیدانم به نظرم میآید عرض كردم خدمت رفقا و دوستان.
امام صادق علیهالسّلام درتشریح سماوات و آسمانهای هفتگانه در تشریح آن این را میفرمایند به آن راوی به جابر بن یزید جعفی كه حضرت آصف برخیا، حضرت آصف برخیا البتّه دو روایت است با آن علمیكه داشت با آن علمش توانست، با آن قدرت علم یعنی به معنای مظهریت ظهور اسم علیم و ظهور اسم قدیر در نفس جناب آصف كه حضرت وزیر سلیمان بوده است آن ظهور را در اصطلاح تعبیر میكند به تعلیم اسمی از اسماء الهی همان تجلّی ظهور اسم علیم بنا بر محدودیت نفسی و سعه وجودی حضرت آصف و همان اسم قدیر با این سعهوجودی توانست در یك چشم به هم زدن تخت بلقیس را از آن محلّ به اصطلاح بلقیس و صنعا و اینها به یك چشم به هم زدن یك مرتبه در كنار حضرت سلیمان ایجاد كند یعنی به یك چشم به هم زدن بیاورد كه بله این مسئله به طور كلّی با قوانین فیزیك درتعارض و تناقض است یكی از مسائلی كه با فیزیك در تعارض است همین مسئله است و این قضیه به واسطه آن اسم ظهور قدیر و علیم پیدا شد در حضرت آصف و به واسطه همین اسمیكه در درون حضرت آصف بود توانست خورشید را برگرداند. این تخت آوردن كه چیزی نیست توانست خورشید را برگرداند اینها

