أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
2أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ1
بسیار آیه عجیبی است این آیه و از آیاتی است كه بزرگان این آیه را از اصول اولیه سلوك و راه خدا قلمداد میكردند و توصیه میكردند كه انسان پیوسته باید به این آیه توجّه كند و معنای این آیه را در ذهن بیاورد و نسبت به مفاد این آیه ترتیب اثر بدهد و زندگی و ارتباطات خودش را بر این اساس قرار بدهد و هر كسی كه به تجربه چه آن چه كه نقل شده است و چه آن چه كه خود بنده به تجربه دیدم در ارتباط با راه و منش بزرگان كسانی كه به این مفاد عمل كردند به جایی رسیدند و كسانی كه به مفاد این آیه عمل نكردند ره به جایی نبردند.
مفاد این آیه این است كه هر كس باید فقط به خود بپردازد و كاری به كار دیگران نداشته باشد و باید در مرتبه اوّل به اصلاح خود بپردازد و بعد در مقام تكلیف اگر مكلّف بود سراغ بقیه برود و اگر مكلّف نبود كاری به كار دیگران نداشته باشد.
ای كسانی كه ایمان آوردهاید بر شما باد كه خود را نجات بدهید، علیكم أنفسكم این مثال و این نحوه بیان دلالت بر نهایت تأكید میكند، نمیفرماید أصلحوا أنفسكم خودتان را اصلاح كنید. نمیفرماید: راقبوا أنفسكم با خودتان مراقبه داشته باشد. نمیفرماید أحصنوا أحوالكم از این عباراتی كه همه بر یك مضمون دلالت میكند این آیه نسبت به این مسئله نحو دیگری بیان دارد میفزماید: علیكم بپایید علیكم یعنی بپایید، مواظب باشید مبادا از دستتان در برود مبادا غفلت كنید، مبادا فرصت را از دست بدهید. ما در محاورات خودمان نمیگوییم بر شما باد به این، بر شما باید این بر شما باد دیگر شدیدترین و مؤكّدترین تعبیری است كه انسان برای رساندن به آن مقصود و به آن هدفی كه دارد به كار میبرد بر شما باید حتماً این مسئله انجام شود. لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ وقتی كه شما در راه هستید وقتی كه شما پیرو مكتب هستید وقتی كه شما پیرو مبانی بزرگان هستید تمام دنیا بیایند در یك طرف به مخالفت شما برخیزند، برخیزید همه پنبه و همه پشم است و همه كاه. لایضرّكم، ضلالت سایر افراد ضرری بر شما نمیرساند اگر شما هدایت داشته باشید و كاری كه انجام میدهید نه به تشخیص خودتان، به تشخیص اهل خبره و فنّ ممضا باشد، مورد امضا باشد. چون هر كسی هر كاری كه میكند صحیح میپندارد كسی نمیگوید من كار غلط و اشتباه میكنم. كار او باید به تصحیح اهل فن و اهل خبره در تشخیص برسد و آن وقت در آن صورت كار او كار ممضایی خواهد بود پس بنابراین نتیجهای كه گرفته میشود این است كه انسان باید سرش به كار خودش باشد دیگران به چه راهی هستند به ما ارتباطی ندارد، دیگران در چه حال و هوایی قرار دارند ارتباطی ندارد، افراد دیگر آیا در مسیر هستند یا در مسیر نیستند ارتباط به ما ندارد این كه عرض میكنم ارتباط ندارد یعنی حتّی تأثیر سوء دارد شخصی كه دائماً فكرش در این باشد كه دیگری چه میكند و دیگری چه میكند این قدم از قدم برنمیدارد و هیچ فایده هم ندارد یعنی به اندازه از نقطهنظر نفسی هیچ در این مسئله رشد برای او پیدا نمیشود حالا گرچه بر حسب حالات ظاهری نفس ممكن است تغییر و تحوّلات صوری و مثالی برای او باشد ولی در واقع حركت عمقی نفس كه عبور از نفس است و قطع تعلّقات است برای او حاصل نمیشود.
- ١- آيه ١٠٥ از سوره المائده (٥)

