أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
25مانع ایجاد كنم آن دیگر باید خود افراد آنها ببینند و مطلب را ارزیابی كنند و حساب را برسند كه تا چه قدر میتوانند نسبت به این مسئله پا جلو بگذارند تا چقدر؟! اگر در آن مجلس به یكی بگویند یك بیماری اپیدمیدر آن مجلس آمده است آیا به اندازه یك دقیقه هم بلند میشوید شركت كنید؟ ابداً بهانه هم میآورید ودلیل شما هم موجّه است. آقا شنیدم فلان شخص در آن مجلس آمده و فضا آلوده شده است و احتمال خطر است بنده نمیآیم خیلی راحت یا این كه فرض كنید كه اگر یك شخصی در آن جا آمده كه حتّی شاید نمیخواهید با او برخورد هم بكنید بهانه میآورید، هزار تا بهانه درمیآورید و كسالت و یا غیر كسالت و اینها و مشخّص است كه جهتش مثلًا چیست ولی من نمیدانم چطور ما برای همه چیز بلد هستیم بهانه درست كنیم ولی برای مسائل دینی خودمان دیواری كوتاهتر از دیوار دین نیست؟!! هیچ قضیهای نیست. آقا صاف بایست بنده در یك جا بودم نمیدانم این را خدمت شما عرض كردم یا نه در یك جا بودم در یك مجلسی بعضی از دوستان از مخدّرات هم بودند البتّه نیستند در این مجلس نیستند و خیلی افراد بسیار از معاریف تهران هم خیلی از نظر اطّلاع هم از نظر معلومات هم از نظر خود به اصطلاح اسره و خانواده بسیار بسیار محترم همین مسئله را ما گفتیم آن فردی كه به اصطلاح با بنده صحبت میكرد و خیلی هم به بنده محبّت داشت و خیلی بزرگوار است با بنده برخورد میكند بسیارزن فهمیده و اهل اطّلاع و بسیار فرد بسیار شاخصی ایشان به اصطلاح هست وقتی شنید یك جمله گفت بسیار من خوشم آمد و گفتم چقدر جمله منطقی و حكیمانهای است رو كرد به مادرش و گفت تا وقتی كه من برای مطالب آقای طهرانی بر علیه ایشان دلیل نتوانستم بیاورم موظّف هستم آن چه را كه در این جا هست عمل كنم نگفت حرف من درست است و وحی منزل است كه اگر میگفت آن صحیح نبود من حرفم وحی نیست. من هم مثل سایر افراد هستم من هم به یك نتیجه علمی میرسم ممكن است فردا از حرفم برگردم. بسیاری از بزرگان موارد خیلی از اینها صبح یك فتوا میدادند شب فتوایشان را برمیگرداندند. ما در كتبی كه از فقهای بزرگ خود داریم میبینیم در هر كتاب یك فتوا دادند و باید هم همین طور باشد ما كه معصوم نیستیم و نمیتوانیم ادعای عصمت كنیم و نمیتوانیم پای خود را جای پای امام بگذاریم و حساب ما را میرسند مسئله به این راحتی نیست خدا غیرت دارد درست؟! اشتباه میكنیم ولی همین امام معصوم ما امام زمان ما ما را معاف داشته است گفته میدانم شما اشتباه میكنید ولی شما موظّف هستید و مكلّف هستید بین خود و بین خدا با این شرط با این شرط كه همه چیز دراین شرط خوابیده است و همین شرط است كه دست همه ما را بسته است بین خود و بین خدا به هر چه كه میرسید برای مردم باید بیان كنید این مردم كه همه نمیتوانند بروند درس بخوانند همه كتاب بخوانند هر كسی در فنّ خودش، در رشته خودش، در اشتغال خودش باید باشد پس وظیفه ما چیست؟

