اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك

0

أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك

3
  • خود بنده در تجربه‌ای كه در زمان مرحوم استاد والدمان حضرت حدّاد داشتم و حتّی مرحوم آقای انصاری چون بنده وقتی كه من سنّم حدود چهار یا پنج سال بود مرحوم آقای انصاری به رحمت خدا رفته بود ولیكن خب بیشتر با مرحوم حدّاد ایشان را ما بیشتر دیدیم در سنین بزرگتر و بالاتری. احساس بنده این بود افرادی كه در آن جا شركت می‌كنند و با ایشان ارتباط دارند به دو دسته هستندو یك دسته مثل مرحوم آقا رضوان اللَه علیه فقط می‌آمدند از ایران به عراق و ایشان را می‌دیدند و در مجالس ایشان استفاده می‌كردند و سرشان به كار خودشان بود و كاری به این نداشتند كه در محضر ایشان چه كسی می‌آید چه كسی می‌رود كم می‌آید.، زیاد می‌رود به ایشان ارتباطی نداشته، می‌آمدند استفاده می‌كردند و بعد هم سر وقت و موعد برمی‌گشتند ایران و با ایشان در ارتباط بودند نامه‌نگاری و امثال ذلك البتّه در آن زمان اصلًا كلّ افرادی كه در این جریان بودند ده یا پانزده نفر بیشتر نبودند این حالا در همین حدود. دسته‌دوم افرادی بودند كه می‌آمدند در آن جا و این گوشه را می‌خواستند ببینند كیست، آن جا كیست؟ كی می‌آید؟ كی می‌رود؟ نمی‌دانم افرادی كه می‌آیند كی هستند؟ آمار می‌گرفتند نمی‌دانم چه صحبتهایی می‌شود و خود بنده در آن زمان با آن سنین كم و نوجوانی كه بودم بنده در سن هفده سالم بود و آخرین مرتبه كه ایشان را دیدم حدود هفده سالم بود در همان سنین بنده این رفتار را نمی‌پسندیدم و اعتراض می‌كردم ولی خب به واسطه‌صغر سن خیلی اعتراضات من مورد توجّه قرار نمی‌گرفت ولی الآن می‌بینم كه همان موقع ما درست می‌گفتیم و صحیح بود مطلب و حقّ با بزرگانی مثل مرحوم والد بود. 

  • این مطالبی كه امروز می‌خواهم عرض كنم به جهات عدیده‌ای است كه با خود فكر كردم دیشب چه مسائلی را امروز خدمت دوستان بگویم گفتم شاید با این كه خب همه اهل اطّلاع هستند و از این مطالب هم شنیدند و هم خواندند و هم تجربه ایشان در این زمینه اما شاید لطف دوستان به ما این باشد كه از خود زبان ما هم این گونه مطالب را صراحتاً بشنوند و آن چه را كه ما هم‌ در تجربه شخصی خودمان و هم آن چه را كه از بزرگان شنیدیم آن را صادقانه در خدمت دوستان قرار بدهیم علی كلّ حال اگر خودمان هم قابل و لایق برای این مسائل نیستیم نه پیدا می‌شوند افرادی كه می‌توانند این مطالب را بگیرند و روی آن كار كنند و به كار ببندند و راه خدا به عدد نفوس خلایق است یعنی هر شخص در نفس و ضمیر و سر و سویدای خود با خدا ربط دارد و این ربط را باید گرامی داشت و نباید مسامحانه از او عبور كرد علی كلّ حال آن چه كه ما وظیفه داریم اگر بتوانیم این امانت را در آن تصرّف نكنیم، خیانت نكنیم آن چه را كه بوده است از بزرگان و گذشتگان به افراد حاضر و نسل حاضر منتقل كنیم خب دیگر خیلی شاهكار كردیم الّا اگر بخواهیم دخل و تصرّف كنیم، كم و زیاد كنیم و بر حسب مصالح خود و منافع خود بخواهیم همین طوری كه دیدیم كردند و انجام دادند و كم و زیاد كردند و كارهایی كردند كه بدن آن بزرگان در قبر از آن مطالب به لرزه درآمد و می‌آید خب در این صورت ما روسیاه خواهیم بود و نسبت به آن مفاد و مبانی و دستورات بزرگان ما خیانت كردیم.